<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453</id><updated>2011-12-02T10:09:15.145-08:00</updated><title type='text'>يار دبــســـتاني</title><subtitle type='html'>چه کسي مي خواهد که من و تو ما نشويم خانه اش ويران باد 
من اگر ما نشوم تنهايم ، تو اگر ما نشوي خويشتني 
از کجا که من وتو ، شور يکپارچگي را باز در شب بر پا نکنيم 
از کجا که من و تو مشت رسوايان را وا نکنيم....
                             من اگر بر خیزم تو اگر بر خیزی همه بر می خیزند</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>19</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-4003147886583236829</id><published>2009-10-27T11:44:00.000-07:00</published><updated>2009-10-27T11:47:22.707-07:00</updated><title type='text'>چه کسی می خواهد که من و تو ما نشویم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SudAFZ2Ob8I/AAAAAAAAACk/G6ZE7KlACZ0/s1600-h/131.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 319px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SudAFZ2Ob8I/AAAAAAAAACk/G6ZE7KlACZ0/s320/131.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5397353140008677314" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-4003147886583236829?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/4003147886583236829/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=4003147886583236829' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/4003147886583236829'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/4003147886583236829'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='چه کسی می خواهد که من و تو ما نشویم'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SudAFZ2Ob8I/AAAAAAAAACk/G6ZE7KlACZ0/s72-c/131.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-8885550717589503077</id><published>2009-06-17T05:09:00.000-07:00</published><updated>2009-06-17T05:11:29.530-07:00</updated><title type='text'>نکاتی قابل توجه در هنگام حضور در تجمعات :</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکاتی قابل توجه در هنگام حضور در تجمعات :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برا ی حفظ خود در تجمعات چه کنیم ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با درود بر تمامی هموطنان و دوستان عزیزم و تمامی جوانانی که برادران و خواهران کوچکتر من می باشند و با امید به اینکه همگی در بهار آزادی و دست در دست هم سرود پیروزی را سر دهیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان عزیز این روزها بعد از نمایش انتصابات دهمین دوره ریاست جمهوری شاهد حوادثی تلخ در سرزمینمان هستیم که متاسفانه کودتاگران و نیروهای خودسر ، محفلی ها و لباس شخصی ها و بطور کلی تمامی اوباش و چماق داران و چاقو کشان رژیم دست در دست هم در تلاشند تا خواستهای مدنی مردم ما را به شدیدترین شکل ممکن سرکوب نمایند و در این را از بروز و ایجاد هرگونه خشونتی ابایی ندارند . تجربه نشان داده است که تمامی سلف این اوباش نیز همان خطا و راهی را رفته اند که در نهایت محکوم مردمانشان و تاریخ گشته اند .&lt;br /&gt;اگر بپذیریم که دموکراسی در عمل به معنای مشارکت و رقابت سیاسی شماری از گروه ها و منافع سازمان یافته به منظور تصرف قدرت سیاسی و اداره کشور بر حسب مواضع خودشان می باشد در این صورت انتخابات کانون و هسته اصلی زندگی دموکراتیک را تشکیل می دهد .&lt;br /&gt;سوای از کیفیت و ساختار سیاسی در جامعه ما و میزان مشارکت مردم در هرم قدرت و مشروعیت و سالم بودن انتخابات در آن متاسفانه بزرگترین توهین به شعور مردم صورت پذیرفته است و مردم به خشم آماده باز هم با آگاهی و تجربه ای به قدمت بیش از 103 سال از مشروطیت تا کنون پا به میدان مبارزه گذاشته اند و همانگونه که ذکر شد گروههایی که اسلحه و قدرت در دستشان است می خواهند این حرکت را به حرکتهایی خشونت بار و کور تبدیل نمایند از این رو نکاتی کوتاه و مفید را لازم به ذکر می دانم :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1-    همواره در هنگام شرکت در تجمعات حداقل از گروههایی چند نفری از دوستان و یا آشنایان در عرصه ظاهر شوید تا ضمن داشتن حلقه ای مطمئن در کنار خود با اعتماد به نفسی بیشتر گام بردارید .&lt;br /&gt;2-    در هنگام حرکت در تجمعات سعی کنید این حلقه را حفظ نموده و تا حد امکان در نزدیکی هم حرکت نمایید .&lt;br /&gt;3-    در صورت بروز هر گونه حادثه و یا برخوردی ضمن کمک دادن به هم و تلاش برای حفظ این حلقه به مکانهایی امن مراجعه نمایید و از قبل مکانهایی امن را برای خود تعیین نمایید تا در صورت گم کردن همدیگر بتوانید در آن محل همدیگر  را پیدا کنید .&lt;br /&gt;4-    هنگامیکه با برخوردی از سوی نیروهای انتظامی مواجه می شوید ضمن حفظ آرامش سعی نمایید تا از برخورد مستقیم با آنها بپرهیزید و همچنین بیشتر تابع منطق باشید تا احساسات .&lt;br /&gt;5-    در هنگام یورش نیروهای متخاصم و امنیتی سعی کنید اگر حمله انها مستقیم است و تشکل و سازماندهی تجمع به هم ریخته است به نزدیک ترین مکان امن مراجعه نمایید و در هنگام فرار در مسیرهای پر رفت و امد و شلوغ بروید تا هم بتوانید خود را محافظت نمایید و احتمال کارهای جنون آمیز این نیروها را به حداقل برسانید .&lt;br /&gt;6-     هرگز در هنگام حضور در تجمعات به شایعات توجهی نکنید و همچنین اطلاعات فردی خود و دوستانتان را حفظ نمایید که همواره عوامل نفوذی همیشه در تجمعات حضور دارند&lt;br /&gt;7-    اگر در هنگام راهپیمایی و یا سخنرانی فردی نا مشخص شروع به دادن هدف و مسیر نمود و یا شعارهایی را با اهدافی خاص مطرح کرد خیلی هوشمندانه رفتار نمایید .&lt;br /&gt;8-    در تجمعات اگر پلاکاردها و یا تراکت ها و اعلامیه هایی ناگهانی پخش شد از قبول و گرفتن آنها خود داری نمایید و هرگز از شخصی که نمی شناسید و یا شک کردید و یا از روی زمین هیچ اعلامیه را بر ندارید و یا نگیرید .&lt;br /&gt;9-    در تجمعات سعی کنید لباسهایی راحت و ساده بپوشید و کفشهایی مناسب بر پا داشته باشید همچنین وضعیت ظاهریتان جوری باشد که زیاد جلب توجه ننماید تا شما را نشان گذاری کنند&lt;br /&gt;10 -  اگر قرار است لباسهایی یک شکل و یا یک رنگ بپوشید حتما از صحت موضوع اطلاع پیدا کنید همچنین در هنگام حضور در مسیر کلیه جوانب و یا راههای خروجی و یا تجمع نیروها را در نظر داشته باشید .&lt;br /&gt;11- تا حد امکان از آوردن وسایل شخصی غیر ضروری و یا کارتهای شناسایی با خود خودداری نمایید و حتی تلفن همراه اگر می توانید همراهتان نباشد و یا داخل تلفن مدارک خاص و مرتبط با راهپیمایی نداشته باشید .&lt;br /&gt;12- در صورت احساس خطر کردن با دوستان خود تماس داشته باشید و قبل از احتمال دستگیری موقعیت خودتان را به آنها اطلاع دهید و به صورت کاملا مختصر صحبت نمایید .&lt;br /&gt;13- اگر احتمال دستگیری می دهید سریعا مدارکی را که می تواند برای شما دردسر آفرین باشد از خود دور کنید .&lt;br /&gt;13- همانگونه که ذکر شد تا حد امکان از درگیری مستقیم با  نیروهای امنیتی و خصوصا خودسر بپرهیزید اما اگر مجبور به درگیری شدید روشهای درگیری و فرار را حتما امتحان کنید&lt;br /&gt;14- همچنین اگر تعدا نیروهای خودسر و حمله کننده کم است و یا بی رحمانه به شخصی حمله ور شده اند اگر حلقه خود و یا حلقه های دیگر را درکنار خود دارید سریعا سازماندهی کنید و ان شخص را نجات دهید توجه داشته باشد که آنها هم مثل شما انسان هستند و وقتی همه با هم باشید آنها می ترسند ولی نباید جایی که  احتمال شلیک مستقیم است شما هم به صورت  رو در ور وارد عمل شوید .&lt;br /&gt;15 همانگونه که ذکر شد اطلاعات را از منبع های موثق دریافت کنید و همچنین ضمن پوشیدن لباس راحت در تجمعات حتما همراه خود پارچه و یا ماسکهایی برای پوشاندن صورت و با بستن زخمهای احتمالی داشته باشید&lt;br /&gt;16 – نکته مهم این است که حتما ماسک یا پارچه همراه داشته باشید تا ضمن شناسایی نشدن در صورت زدن گاز آشک آور انرا با آب مرطوب نمایید تا کمتر آسیب دیده و به مکانی امن بتوانید بروید .&lt;br /&gt;17 – اگر امکانش هست با خود بطری آب و چند شکلات و همچنین دستمال و یا لوازم مختصر پانسمان همراه داشته باشید .&lt;br /&gt;18-  اگر شخصی از دوستانتان با باتوم برقی مورد تهاجم قرار گرفت و توانستید نجاتش دهید تنها او را به مکانی امن انتقال و بگذارید مدتی آرام به حال خود باشد تا هوشیاری اش را بدست آورد .&lt;br /&gt;19 – اگر باتوم برقی خوردید و کسی نیست به دادتان برسد اگر هنوز اندک هوشیاری دارید خود را به درون جوی های آب اطراف بکشانید و از دید نیروهای امنیتی در امان باشید تا دوباره بعد از حداقل 10 دقیه تقریبا به حال عادی برگردید .&lt;br /&gt;20- اگر شخصی از دوستانتان دستگیر شد سریعا نیروهای دستگیر کننده را شناسایی کنید که آیا از نیروهای انتظامی و امنیتی هستند یا از نیروهای خودسر تا پیدا کردن  او شاید آسانتر شود .&lt;br /&gt;دوستان عزیز ضمن آرزوی سلامتی و موفقیت برای همگی باز هم توجه داشته باشید مهمترین چیز  در این شرایط پرهیز از خشونت و حرکتهای کور است مطمئن باشید آتش این جنبش دیگر تا آزادی سرزمینمان  خاموش نمی شود .&lt;br /&gt;مواظب خودتان و دوستانتان باشید و ما همگی باید دست در دست هم سرود آزادی را بخوانیم .&lt;br /&gt;نکات زیاد است تنها به همین ها فعلا بسنده می کنم لطفا به دوستان دیگر هم انتقال دهید .&lt;br /&gt;علی یار دبستانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-8885550717589503077?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/8885550717589503077/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=8885550717589503077' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8885550717589503077'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8885550717589503077'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/06/blog-post_17.html' title='نکاتی قابل توجه در هنگام حضور در تجمعات :'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-7455311076755264367</id><published>2009-06-03T10:35:00.000-07:00</published><updated>2009-06-03T10:40:09.137-07:00</updated><title type='text'>آقای سید ابراهیم نبوی لااقل شما تضمین بدهید تا ما به موسوی رای دهیم !!!</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;آقای نبوی لااقل شما تضمین بدهید تا ما به موسوی رای دهیم !!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;آقای سید ابراهیم نبوی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;لطفا بگویید چرا باید در انتخابات شرکت و به موسوی رای دهیم ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این روزها بازار ایران در عرصه دیجیتال و ارائه فلش مموری همگام با جامعه جهانی شده و هر روز باعث تعجب مصرف کنندگان می شود فلشهایی با ظرفیت های بسیار بالا ( 500 گیگا بایت به بالا ) مطمئنا فضای بسیار زیادی است برای بسیاری از ما ایرانیان تا حافظه فراموش کار خود را همیشه بازسازی و ریکاور نماییم ، از مزیت های دیگر این فلش ها اندازه کوچک و وزن سبک آنها می باشد که به راحتی و همه جا قابل حمل می باشند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;تجربه و تاریخ نشان داده است که ما مردمان ایران زمین ، فراموشکاریم و حافظه تاریخی قوی نداریم ، اما همین تاریخ نشان می دهد ما مردمانی هستیم غیر قابل پیش بینی و در روزهای سخت ، کارهایی خارق العاده کرده ایم . به هر روی این توضیح لازم به نظر می رسد ، برای بسیاری که فکر می کنند فراموشی ما خیلی زودتر از آن چیزی است که در مورد ما گفته اند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باید به جناب آقای سید ابراهیم نبوی ، دوستان و شرکا بگوییم ما فراموشکار هستیم اما نه اینکه 30 سال پیش یا حتی 20 سال و یا حتی 12 سال قبل را اصلا به خاطر نیاوریم تا شما قبول زحمت نموده و کل این مدت تاریخی را برای ما با ویرایش جدید بازگو نمایید و متاسفانه با توهین به شعور ما کل این تاریخ را تحریف نمایید . مانند برادر تاریخ نگار در وطن استاد خسرو معتضد .! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;انتخابات در دموکراسی ها شیوه معمولی تغییر در هیات حاکمه و دست به دست شدن قدرت میان احزاب سیاسی است&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;که با تغییر احزاب حاکم سیاستهای رایج نیز تحول می یابد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اما در خصوص ایران و اساسا جمهوری اسلامی این تعریف نوعی آرمانی و بسیار ایده آل به نظر می رسد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در ام القرای اسلامی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اولا چیزی به اسم ملت و مردم معنا ندارد و همه جز امت می باشند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در خصوص احزاب هم تنها یک حزب وجود دارد و آن هم حزب الله است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;که این حزب الله نمایندگانی بر روی زمین&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دارد که از جانب الله مشروعیت خود را دریافت کرده اند و نمایندگانشان در شورای نگهبان مشخص می کنند که اساسا نظر الله و امام زمان و رهبر در خصوص کاندیدهای هر انتخابات چیست . و در انتها هم با تنفیذ مقام معظم به منصب خود منصوب می شوند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با وقوع انقلاب اسلامی در ایران نیروها و سازمانهای سیاسی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پس از درگیریها و نزاع هایی که برای تصرف قدرت با نظام قبلی و پس از آن با خودشان داشتند سرانجام در یک جمع بندی کلی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به چهار بلوک زیر تقسیم شدند : &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;احزاب غیر لیبرال و بنیاد گرای متعلق به روحانیت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;، احزاب و گروههای سکولار&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و لیبرال ، احزاب هوادار سوسیالیسم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و گروههای اسلام گرای رادیکال .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با گذشت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دو تا سه سال از اول انقلاب و وقوع جنگ به کلی تکلیف تمام این طیف ها و گروهها مشخص شد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به هر روی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;آنگونه که آقای نبوی و بسیاری از دوستان خود اظهار کرده اند تب سبز و یا موج سبز تمام کشور را فرا گرفته است . همگی می دانیم که تب اساسا چیز خوبی نیست و یکی از علائم &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;بیماری می باشد و متاسفانه جوی بر کشور حاکم شده و عده ای هوشمندانه این جو را هدایت می کنند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;جوی احساسی ولی سازمان یافته که از تمامی مردم دعوت به شرکت در انتخابات می کنند و با گوشزد کردن خطر احمدی نژاد می خواهند همگی چفیه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ها را کنار گداشته و شال سبز به گردن ببندند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اگر در دوم خرداد 76 حماسه ای&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خلق شد این واقعه از جنس خود جوش بود و دیدیم که با اعتماد و رای مردم چگونه بازی کردند و زمینه سرکوب را فراهم کردند و بعد از 8 سال طلبکارانه مردم را مقصر دانستند که چرا دوباره به ما رای ندادید و یا چرا خود نگهبان آرا خود نبودید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این بار اما موج سبز با سلام و صلوات دارد می آید موجی که می تواند طوفانی سهمگین شود و شاید این موج یا طوفان آینده تخریبی بیش از نسیم مهرورزی داشته باشد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ترشی بیست ساله برای اینکه مقبولتر و خوش طعم تر به نظر برسد باید هرچه بیشتر صحنه را شلوغ کرد و مجال تفکر و خرد برای هیچ کس نباشد . چرا باید دوباره اسیر احساسات شویم و تنها تا نوک بینی را ببینیم . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;حضرات در مدت مسئولیت خود امتحان خود را پس&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;داده اند و اقتصاد جنگ و شرایط اداره کشور در زمان جنگ هم حکایت خاص خود را دارد . و به قول آقای خمینی اقتصاد مال خــــــر است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کاری هم نداریم که گشت های زمان میر حسین با مردم چه ها کردند ، بر دستان مردان آستین کوتاه پوش و بر لباهها و دستهای رنگ شده بانوان تیغ تحجر کشیدند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این روزها هم میر حسین و ستادش دختران خوش پوش و به قول آنها بد حجاب را از همین الان تکذیب کرده اند تا تکلیف خود را مشخص کنند . در حرکتی دیگر آقای نبوی زیرکانه گوشزد می کند که قرار نیست اتفاق خاصی بیافتد و فقط باید احمدی نژاد برود باز هم همان قضیه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نخ نمای بد و بدتر &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ایشان با گفتن اینکه وزرای احتمالی میر حسین از&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;این مجلس رای اعتماد نمی گیرند بازهم بر این نکته تاکید دارند که اتفاق خاصی قرار نیست بیافتد و در نهایت با رهنمودهای معظم له همه چیز ختم به خیر می شود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;وقتی صحبت از تضمین همان وعده های حداقلی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هم می شود با زیرکی تمام توپ را به میدان مردم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;می اندازند . تازه به کروبی هم گیر می دهند که چرا گفتمان حکم حکومتی را باب کرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به هر روی قبل از کروبی هم حکم حکومتی بود&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و اساسا با ظهور ولی فقیه در قانون همواره حکم حکومتی هم وجود دارد . همانگونه که حکم حکومتی آقای خمینی برای اعدام ها می آمد و هیات سه نفره اعدام که بعد هیات متشکلتر را تشکیل دادند یکی از ارکانش از دولت میر حسین بود ..... قصه سر دراز دارد تنها باید&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به حضرات بگوییم شما تضمین بدهید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مسلما کسی که از ابتدا رای نداده است باز هم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به این نمایش انتصابات رای نخواهد داد و هر کس هم که بخواهد رای دهد امیدوارم با مراجعه به عقل خود رای دهد نه اسیر احساسات شود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خانواده هایی که فرزندانشان در بیدادگهای جمهوری اسلامی به جوخه های اعدام سپرده شدند هنوز حافظه شان به فراموشی دائم دچار نشده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;راستی نکته ای هم در خصوص درب دانشگاه ، این درب دانشگاهها اگر به صدا درآیند چه ها که نمی گویند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;از کشتار و سرکوب تا تعطیلی و پاکسازی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;از انقلاب فرهنگی تا ورود پر افتخار و با هو شدن در جمع دانشجویان .... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;احمدی نژاد اگر با شعار معرفی مافیا آمد و امروز خود از مافیا شده چه تضمینی است که مافیا ها بیایند و دیگر هیچ گاه نروند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;حداقل احمدی نژاد چهره بدون گریم این نظام است و از طیف سنتی ، مذهبی و معتقد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;(معتقد به آنچه می گوید و می اندیشد ) می آید اما شارلاتانها و آفتاب پرستهای &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;رنگارنگ از کجا می آیند و به کجا می روند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;زمانی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سنگین ترین مرد جهان ، رضازاده وزنه بردار را همین برادر نبوی به باد انتقاد گرفتند با شعارمعروف یا ابوالفضل اش اما امروز همه برای خوش آمد او و دوستانش باید بگوییم بک&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;یا حسین تا میر حسین ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;از نبوی چهل ستون تا نبوی امروز فاصله ایست از زمین تا ماهواره امید .... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;شاید هم نقششان را خوب بازی کرده اند والا ما همیشه خواستارآزادی زندانیان سیاسی بوده ایم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اما از نظر ایشان زندانی سیاسی هم خودی و غیر خودی دارد . ما نه توبه شکنیم و نه به غلط کردن افتاده ایم ما فقط ایستاده ایم ..... . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;علی وبلاگ یار دبستانی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;13 . 3 . 88&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-7455311076755264367?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/7455311076755264367/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=7455311076755264367' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/7455311076755264367'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/7455311076755264367'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='آقای سید ابراهیم نبوی لااقل شما تضمین بدهید تا ما به موسوی رای دهیم !!!'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-3651005478948959737</id><published>2009-05-25T05:37:00.000-07:00</published><updated>2009-05-25T05:41:15.798-07:00</updated><title type='text'>شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز شمار انتخابات  ، شمارش معکوس خود را آغاز کرده است و این قطار انتخابات با حرکتی  آهسته و کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشغول حرکت است ، تا این لحظه و این روز هنوز آماری حتی بصورت تقریبی از میزان مسافران این قطار و مشارکتشان در انتخابات در دست نیست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمارها حکایت از آن دارد که در حدود 46 میلیون نفر واجد شرایط شرکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه تاریخی در سالهای اخیر نشان داده است که ما مردمانی هستیم که تنها در شب امتحان به یاد خواندن درس می افتیم و مشخص است که نتیجه چه خواهد بود ؛ قبولی با نمره ای پایین و درصدی اندک و یا مردودی با درصدی بالا .... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مشکل تاریخی صد البته به نظام اجتماعی ، سیاسی و ساختارهای جامعه ما بستگی دارد و متاسفانه کمبود آگاهی و دانایی نیروهای گوناگون جامعه را نیز شامل می شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال باید دید که در روز انتخابات سرنوشت  هدایت سکان این قطار به دست آقای احمدی نژاد می افتد که از ابتدا اعلام نموده است که قطار او نه ترمز می شناسد و نه دنده .... و یا سه رقیب تایید شده او از طرف شورای نگهبان سکاندار این قطار خواهند شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از میان 470 یا 476 کاندید ریاست جمهوری تنها چهار تن از این افراد توانستند تایید شورای نگهبان و صد البته رهبر مسلمانان جهان و حومه را بدست آورند و با نگاهی به اسامی این حضرات و سوابقشان مشخص می شود که دایره خودی ها روز به روز تنگ تر می شود ، اسامی هم با توجه به شرایط  نابسامان جامعه کمی وسوسه انگیز می نمایند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چیزی که جالب است سیل وسیع رد صلاجیت ها می باشد که پیاده نظامی مضحک و توجیه کننده برای وجود نهادی به نام شورای نگهبان بودند . البته نباید چند کاندید نسبتا غیر خودی را فراموش کرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دور قبلی انتحابات ریاست جمهوری تعداد 95 تن کاندید زن برای شرکت درانتخابات ثبت نام کرده بودند و در این دوره نیز تعداد 43 نفر کاندیدای زن که از این میان هیچ کدام از این اشخاص صلاحیتشان مورد تایید قرار نگرفت . این حکایت و آمارها برای ما جای بسی تاسف است که متاسفانه با وجود تجربه انقلاب مشروطه و نقشهای زنان در صد سال اخیر و حق رای زنان در رژیم گذشته که بنیان گذار چمهوری اسلامی در ان زمان با آن به شدت مخالفت کرد ، در سی سال اخیر زنان ما در بازیها و منازعات سیاسی و اجتماعی هیچگاه بعنوان اهرمی تاثیر گذار و یا مدیرانی در دولت ، مجلس و قدرت به بازی گرفته نشده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در همین روزها می شنویم که در کشوری در نزدیک ما با نام کویت چهار زن به عضویت پارلمان آن کشور در آمده اند . لازم به توضیح می باشد که از زمان برقرارى نظام پارلمانى در كويت در سال 1962 تا كنون، اين نخستين بار است كه زنى وارد مجلس قانونگذارى اين كشور مى شود. در طول نزديك به نيم قرن، پارلمان كويت، به طور عمده زير نفوذ اسلامگراها بوده .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ناگفته نماند كه تنها از سال 2005  به زنان كويت حق رأى دهى و نامزد شدن در انتخابات داده شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال با بازگشت به آمار ذکر شده در بالا یعنی 46 میلیون نفر اگر بصورت تقریبی هم حساب کنیم ، نیمی از افراد واجد شرایط شرکت در انتخابات را زنان تشکیل می دهند . که بخش وسیعی از این زنان چه بطور محسوس و یا غیر محسوس مطالباتی دارند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتمان مطرح در جامعه بیانگر دو تفکر می باشد یکی شرکت در انتخابات و دیگری تحریم آن .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موافقان شرکت در انتخابات نیز خود به چند دسته نقسیم می شوند ، یکسری رای دهندگان سنتی ، دیگری بخشی که رای و انتخابات را با نگاهی دینی نگاه می کنند و آنرا فرضیه ای الهی و بخش وسیع تر افراد وابسته به جناحهای حاکمیت .... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مخالفان نیز خود به چند دسته نقسیم می شوند ، عده ای هوشمندانه ، بخشی از روی مصلحت و بخش وسیع تر افراد سر خورده و در واقع همان اکثریت خاموش ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه به دلیل نادیده گرفتن نیروهای مختلف جامعه و خواسته ها و مطالبات این نیروها  ، حذف&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دگر اندیشان  ، سرکوب ، زندان و اعدام مخالفین ، تبعیض های جنسیتی و دینی ، آزار و بازداشت دانشجویان ، زنان ، کارگران ، معلمان و .... در سالهای گذشته هیچگاه امکان اپوزیسیونی قدرتمند و یا دولتی در سایه فراهم نشده است و این خود یکی از دلایل عقب افتادن در مسیر نغییر و حرکت بسوی دموکراسی و بهبود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه 8سال دولت اصلاحات نیز هنوز از حافظه ها محو نگشته است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به راستی باید چکار کنیم ، انتخابات را تحریم کنیم با در آن شرکت کنیم ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه با توجه به دلایلی که ذکر شد و همچنین نبود نهاد های مدنی مستقل و استبداد و خفقان حاکم بر جامعه بسیاری از ما از میزان ارزش رای خود آگاه نیستیم . درست است که در نهایت انتصابات است اما .... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما کاندیدها خصوصا در این دوره شعار تغییر را بیان کرده اند و همگی با شعارهایی زیبا و تاثیر گذار پا به عرصه رقابت گذاشته اند ، همگی در خصوص اقتصاد و روابط خارجی انتقادهای بسیاری بر دولت وارد آورده اند درست بر خلاف گفته های رهبر در کردستان .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رهبر در کردستان اعلام کرد که شرایط را از همه بهتر می داند و گفت رییس جمهور باید ساده زیست ، با خدا ( منظور هاله نور است ) ، قد کوتاه  و احمدی نژاد باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بار هم حادثه 12 سال قبل می خواهد تکرار شود ، نظر رهبر ناطق بود و مردم با زدن تو دهنی به رهبر خاتمی را با سلام و صلوات آوردند . وزارت اطلاعات هم بر موج سوار شد و تمامی حرکتها را با تز اصلاح طلبی سرکوب کردند . سوپاپ اطمینانی که نظام را در خارج چهره ای مردمی نشان داد با آرای بالای خاتمی و در داخل هر آنچه خواستند کردند . در انتها هم به جای توضیح یا عذر خواهی مشخص شد که رییس جمهور در ایران تدارکات چی است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا اما با این سطح مطالبات و تزهای داده شده از سوی کاندیدها و پذیرش حکم حکومتی و تدارکات چی بودن رییس جمهور و در نهایت تنفیذ او توسط رهبر یا همگی به پای صندوق های رای برویم و با آرایی بالا ضمن انتخاب رئیس جمهور ، چاره و ضمانت اجرایی برای مطالبات و تزهای انها بیابیم و یــــــــــــــــا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همگی در خانه ها بمانیم و با تحریمی همه جانبه انتخابات را به شکستی اساسی برای رژیم تبدیل نماییم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیاید این بار با خودمان رو راست باشیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مانند دور های قبل از لج ناطق به خاتمی و از لج رفسنجانی به احمدی نزاد دیگر رای ندهیم این بار کمی با تامل بیشتر ارزش رای خود را بدانیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه اینکه  هدف  اصلی را شکست احمدی نزاد بدانیم . بگوییم تنها او نشود تا بعد ببینیم چه می شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی وبلاگ یار دبستانی  4 . 3 . 88&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-3651005478948959737?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/3651005478948959737/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=3651005478948959737' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/3651005478948959737'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/3651005478948959737'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-8388643072510221417</id><published>2009-04-21T06:15:00.000-07:00</published><updated>2009-04-21T06:18:38.260-07:00</updated><title type='text'>دلسوزی نکنید ! کارگران معدن هم اراذل و اوباشند .</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/Se3HkhHuKWI/AAAAAAAAACc/cv_dg-1F81w/s1600-h/630au0n.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5327133364429138274" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 201px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/Se3HkhHuKWI/AAAAAAAAACc/cv_dg-1F81w/s320/630au0n.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلسوزی نکنید ! کارگران معدن هم اراذل و اوباشند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز هم آقای دکتر احمدی نژاد ، به کنفرانس بین المللی دیگری رفتند ، اثرات این حضور هنوز آنچنان بازار رسانه ای را گرم نگاه داشته است که مجالی به خبرهای دیگر و حتی حضور یا ظهور دوباره هاله نور بر ایشان در این کنفرانس هنوز مشخص نیست .&lt;br /&gt;با گذشت سه دهه تقریبا بسیاری از ما ایرانیان با ادبیات دولتمردان جمهوری اسلامی کم و بیش آشنا شده ایم .&lt;br /&gt;اما باز هم متاسفانه موج رسانه ای و متعجبانه مردمان دنیا ما را نیز با آنها در این عصر جهانی شدن به یک سو می برد .&lt;br /&gt;آقای احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس مبارزه با نژاد پرستی رهسپار ژنو شدند و اتفاقات و قضایایی که همگی از آنها با خبریم . در دنیای غرب تصوری متفاوت و صد البته با خصلت های غربی از آزادی بیان وجود دارد که بسیاری از مردمان دنیا بر این اصول و قوانین حقوق بشری اعتقاد و ایمان دارند و نهایتا بسیاری از دولتمردان کشورهای گوناگون هم چه بخواهند و چه نخواهند خیلی از این اصول را حداقل در ژست ها و گفتمان های سیاسی رعایت می کنند .&lt;br /&gt;اما همانگونه که اشاره شد در ادبیات دولتمردان ما آزادی بیان یعنی هر آنچه که ما می گوییم و به قول معروف هرچه می خواهد دل تنگت بگو .... .&lt;br /&gt;تازه حقیقت هر ماجرا و صحت تمامی گفتارها را باید در کلام رجال سیاسی ما جستجو کرد .&lt;br /&gt;به گزافه گفته اند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .&lt;br /&gt;اما به راستی اگر هر یک از شما نماینده جمهوری اسلامی در این اجلاس بودید چه می کردید ؟&lt;br /&gt;باز هم حرفهایی مشابه آقای احمدی نژاد می زدید یا خیر ؟&lt;br /&gt;من به آقای احمدی نژاد حق می دهم و کاملا حرفهای ایشان را بعنوان نماینده جمهوری اسلامی صحیح&lt;br /&gt;می دانم .&lt;br /&gt;اگر شما هم به اجلاسی می رفتید که در آن گروههای حقوق بشری ، فعالین جامعه مدنی و به طور مشخص تر بسیاری از کشورهای دنیا حضور دارند و بحث بر سر مسئله تبعیض نژادی و کلا تبعیض یا آپارتاید است آیا می توانستید از دیده منطق به قضایا بنگرید ؟ می توانستید کشتار مردم فلسطین را محکوم کنید ؟&lt;br /&gt;فرض می کنیم که شما بطور کاملا منطقی و به دور از جنجال موفق شدید از مردم مظلوم فلسطین دفاع کنید .&lt;br /&gt;حال اشخاص دیگری به پشت تریبون می روند و شما را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی خطاب قرار&lt;br /&gt;می دهند :&lt;br /&gt;آقای رئیس جمهور مهرورز چرا در کشور شما بیشترین آمار اعدام، زیر سن قانونی صورت می گیرد .&lt;br /&gt;چرا در کشور شما بعد از کشور چین با یک ششم جمعیت دنیا بالاترین آمار اعدام وجود دارد .&lt;br /&gt;چرا در کشور شما نیمی از جامعه ( زنان ) از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم هستند .&lt;br /&gt;چرا در کشور شما زندانیان سیاسی حتی مطابق قانون اساسی در دادگاههای عمومی و با حضور هیئت منصفه محاکمه نمی شوند .&lt;br /&gt;چرا در کشور شما پیروان ادیان دیگر تحت آزار، پیگرد، شکنجه و منع از بسیاری از حقوق شهروندی هستند&lt;br /&gt;چرا در کشور شما برخورد های بسیار متفاوت و سختگیرانه تری نسبت به بعضی از اقوام ایرانی صورت&lt;br /&gt;می گیرد .&lt;br /&gt;و هزاران چرای دیگر .... .&lt;br /&gt;خالی از لطف نیست یاد آوری مقاله چند وقت پیش دکتر خزعلی در خصوص تبار پرزیدنت !&lt;br /&gt;به هر صورت با نگاهی به اتفاقاتی که افتاد شما هم به احمدی نژاد حق می دهید حتی مردم اسرائیل اگر چه بسیاریشان از احمدی نژاد دل خوشی ندارند اما دولت های اسرائیل مطمئنا مدیون و ممنون آقای احمدی نژاد هستند که بیشترین خدمت را با سخنان خود به منافع ملی اسرائیل می کند و در این میان معلوم نیست چه چیزی گیر مردم ما و منافع ملی ما می آید .&lt;br /&gt;اما با نگاهی دیگر از دید مردم ایران ما هم به رسانه های غربی می گوییم که هولکاست را محکوم می کنیم&lt;br /&gt;با کشتار بر علیه بشریت مخالفیم ، همانگونه که از مردم فلسطین حمایت می کنیم از مردم اسرائیل هم که مورد حمله موشکهای حزب الله قرار می گیرند حمایت می کنیم و حزب الله را محکوم ... .&lt;br /&gt;جنایتهای یوگسلاوی ، دارفور ، چچن و ... همگی محکوم هستند .&lt;br /&gt;ما مردم ایران خطاب به مردم آمریکا می گوییم که یازده سپتامبر واقعه و فاجعه ای دردناک بود و می خواهیم به خاطر داشته باشند که در تهران جوانان ما اولین کسانی بودند که با آنها ابراز همدردی کردند .&lt;br /&gt;اما همه این فجایع محکوم هستند همانگونه که کشتار زندانیان سال 67 ، شلاق زدن ها ، اعدامها در کشور ما محکوم هستند .&lt;br /&gt;قتل زندانیان سیاسی و دگر اندیشان ، فعالین اجتماعی ؛ وبلاگ نویسها و روزنامه نگارها و .... .&lt;br /&gt;کاش مردم جهان هم با ما همدردی می کردند .&lt;br /&gt;ما به آنها ثابت کرده ایم اگر به بسیاری از پتی شنهای اعتراضی در دنیا نگاه کنید رد پای فعالین ایرانی هم دیده می شود . اما چرا آنها ما را تنها گذاشته اند .&lt;br /&gt;در خبری جالب در خبرگزاری فارس قبل از بازگشت رئیس جمهور از ژنو خبر از استقبال خود جوش مردم از آقای احمدی نژاد در فرودگاه را داده بود .&lt;br /&gt;اما خبری که باعث تاسف است درگذشت 12 تن از کارگران زحمت کش کشورمان است .&lt;br /&gt;کارگران معدن که سختترین شغل را در تمامی دنیا دارند . 12 تن از کارگران معدن زرند کرمان متاسفانه بر اثر انفجار که در تمامی معادن برای استخراج صورت میگیرد با کمبود هوا و نهایتا در اثر خفگی در کام مرگ کشیده شدند . بسیاری از این کارگران بعلت شرایط بد کاری و نبود شغل مجبورند تن به کارهای بسیار سخت و طاقت فرسا بدهند .&lt;br /&gt;اگر تاریخ آمریکای دهه 20 یا 30 را مطالعه کرده باشید یا فیلم های آن دوره را دیده باشید ، می توانید برداشتی کلی و اما محدود از شرایط بد کار در ایران بدست آورید .&lt;br /&gt;متاسفانه بعلت سیاست های نادرست و نبود مدیریتهای اصولی بسیاری از صنایع ما ورشکسته شده و یا در آستانه ورشکستگی هستند ، قانون کار هم اکثرا به نفع کارفرمایان است که تازه خود کارفرمایان و پیمانکاران هم کارها را از مافیا دولتی گرفته اند و با دادن حق حسابهای معمول دیگر چیزی هم برای آنها نمی ماند .&lt;br /&gt;قرارداد های کار در بسیاری از شرکتها بصورت ماهیانه است و طبق آمار اگر جمعیت جوان را بالغ بر 25 میلیون فرض نماییم ، محصلین ، دانشجویان و ... و حتی مشاغل کاذب را هم از آمار کسر نماییم باز هم رقمی در حدود 5 تا 6 میلیون و یا بیشتر با مشکل کار مواجه اند و یا با کارهای موقت دست و پنجه نرم می کنند .&lt;br /&gt;تازه اگر همین کارگران در اقدامی خودجوش دست به اعتراض و اعتصاب بزنند و خواهان حقوق خودباشند البته نه از نوع خبرگزاری فارس سریعا مورد مهروزی قرار می گیرند .&lt;br /&gt;فعالیشان به زندان می افتند ، خانواده هایشان مورد آزار ، از کار سریعا اخراج شده و بعد هم مشخص&lt;br /&gt;می شود که عامل استکبار جهانی و ضد انقلاب بوده اند .&lt;br /&gt;درگذشت کارگران معدن ما را به یاد سخنان چند روز قبل آقای احمدی نژاد می اندازد ، ایشان که خواستار برخورد شدیدتر و موثر تر با اراذل اوباش بودند در نطقی جالب بیان کردند که این اراذل را به کویر ایران ببریم تا در انجا به کار و آبادانی مشغول شوند البته انتقال افراد به کویر گاهی بصورت طنز در بین اپوزیسون&lt;br /&gt;خارج از ایران هم شنیده می شود که خواستار انتقال حضرات معممین و دستهای لطیفشان به کویر می باشند .&lt;br /&gt;به هر روی اگر این سخنان آقای احمدی نژاد را توهین به مردم نیمه شرقی و کویری کشورمان ندانیم ، ایشان در قسمت دیگری از سخنان خود حتی گفتند چه خوب است این افراد شرور برای کار به معادن فرستاده شوند&lt;br /&gt;غافل از اینکه آنکه درد نان دارد تن به هر کاری می دهد حتی در معدنهای جمهوری اسلامی که فاقد امکانات و ایمنی های حداقل است .&lt;br /&gt;پس اگر چند روز دیگر گفته شد این کارگران همان اراذل اوباش بوده اند زیاد تعجب نکنید&lt;br /&gt;در هر جای دنیا با وقوع چنین حوادثی بسیاری از مسئولین باید جوابگو باشند و حتی تا استفای وزیر یا معاونین پیش میروند اما با توجه به اینکه سال گذشته نیز در همین معدن 7 نفر جان باختند وزیر کارگران را متهم به رعایت نکردن اصول ایمنی می نماید .&lt;br /&gt;شما هم دلسوزی نکنید ! چون حتما این کارگران هم از اراذل اوباش بوده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی یار دبستانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;http://yardabestani.blogfa.com/&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-8388643072510221417?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/8388643072510221417/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=8388643072510221417' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8388643072510221417'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8388643072510221417'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/04/blog-post_21.html' title='دلسوزی نکنید ! کارگران معدن هم اراذل و اوباشند .'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/Se3HkhHuKWI/AAAAAAAAACc/cv_dg-1F81w/s72-c/630au0n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-772791442756494482</id><published>2009-04-13T11:48:00.000-07:00</published><updated>2009-04-13T11:52:54.970-07:00</updated><title type='text'>رضا فاضلی هنوزهم هست</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SeOJwrjQOyI/AAAAAAAAACU/rayQRETGIiw/s1600-h/fazeli01.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5324250653899373346" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SeOJwrjQOyI/AAAAAAAAACU/rayQRETGIiw/s320/fazeli01.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;رضا فاضلی هنوزهم هست .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید در ایران باشی و ببینی ، باید هر روز در این خیابانها و کوچه های هزار رنگ باشی تا به خوبی لمس کنی ، بخندی و سرمست شوی ، گریان و عبوس برنجی ، باید باشی و ببینی تا که دردت گرفت هیچ جایی برای فریاد نیست .&lt;br /&gt;باید باشی و ببینی همه چیز را و همه کس را .... .&lt;br /&gt;از حجر تا قجر ، از مدرنیته تا سنت ، از علم تا حماقت .... .&lt;br /&gt;صندوق های صدقات ، شب جمعه ، امام زاده های اصلی و قلابی ، جمکران ، چاه جمکران&lt;br /&gt;طرح توسعه چاههای جمکران ، نماز جمعه ، تاسوعا , عاشورا&lt;br /&gt;همسایه نان ندارد ، بابا بیکار است ، آب قطع شده ، برادر 5 ماه است حقوق نگرفته اما علی اصغر تشنه بود.&lt;br /&gt;مهریه چند ؟ عطسه کردی ، حتما چشمت کردن ، سفره رقیه توش چی می گذارن ؟&lt;br /&gt;پیشانی های با سیب زمینی داغ شده ، قضات محترم شرع که تا طلاقی جاری می کنند زن مطلقه را دیگر ول&lt;br /&gt;نمی کنند ، برجهای سر به فلک کشیده ، دانشجوی ستاره دار&lt;br /&gt;آقا زاده ها ، ماشینهای چند صد میلیونی و ....&lt;br /&gt;نمایندگان بسیار محترم مجلس ، مدیران نمونه ، رشوه ، فساد مالی .... امکان نداره .&lt;br /&gt;قتلهای زنجیره ای ، قتلهای ناموسی ، حذف دگر اندیشان ، زندان ، شلاق ، اعدام ، داغ و درفش ؟&lt;br /&gt;20 هزار میلیارد ریال هم از پول گاز پرید ؟&lt;br /&gt;بدو سیب زمینی رایگان می دن !&lt;br /&gt;بنزین آزاد لیتری چند ... ... .&lt;br /&gt;این اراجیف رو هر روز می بینی و می شنوی هممون خیلی هاشو انجام می دهیم تازه خیلی چیزهای دیگه هم انجام می دهیم ، بگذریم ... .&lt;br /&gt;می گن چند ماه بعد از انقلاب مردم اومدن تو خیابون البته اکثرا خانومها بودن و در یک میتینگ یکی از شعارهاشون این بود : ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم .&lt;br /&gt;حالا هم یکسری آدم از جمله من گردن شکسته اومدیم گفتیم بابا ما هستیم ، یعنی واقعا دوست داریم که باشیم&lt;br /&gt;اما خب نمیشه دیگه تو حق نداری حتی آدم باشی ، تو حق نداری تا بهت اجازه ندادن حتی نفس بکشی چون عرش کبریا به لرزه می افته ، چی اظهار نظر کردی ؟&lt;br /&gt;غلط کردی بگیرین این پدر سوخته ها رو سرب داغ بریزین تو حلقشون بعد ببندینشون به یک موشک&lt;br /&gt;شهاب 3 .... .&lt;br /&gt;فاضلی آمد در مسیر زندگی در سراشیبی ها و سر بالایی ها مثل من و تو همراه و همسفر بود .&lt;br /&gt;اما به من تو گفت ای پسر ، ای برادر ، ای خواهر ، ای مادر و پدر پیرو خرد باش&lt;br /&gt;تنها و تنها همین : پیرو خــــــرد باش .&lt;br /&gt;این من و تو هستیم که باید با خود کنار بیاییم ، این تصاویر را هر روز می بینیم و خواهیم دید&lt;br /&gt;این ومن و تو هستیم که باید فکری برای حل مشکل خویش کنیم&lt;br /&gt;این من و تو هستیم که باید پیرو خرد شویم تا دیگر همه تصاویر بد از جامعه مان رخت بپوشند .&lt;br /&gt;تا دیگر نباشد ، فقر ، کودک خیابانی ، فحشا و فحاشی ، دروغ و ستم ، رمالی و حرف مفت&lt;br /&gt;کلاه برداری و شارلاتانی ، دکان دار دین و ناموس و ..... .&lt;br /&gt;فاضلی نرفته است از میان ما اگر من و تو همواره پیرو خرد شویم .&lt;br /&gt;فاضلی تنها دیگر جلوی دوربین تلویزیون نمی رود اما هر روز در برابر دوربینهای چشم من و تو خاطرش و در تمام سلولهای تنمان کلامش جاری و ساری است .&lt;br /&gt;یادش گرامی باد .&lt;br /&gt;آری فاضلی هنوز هم هست تنها اگر من و تو پیرو خرد باشیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی یار دبستانی با خاطری شکسته و ذهنی درهم از شما پوزش می خواهد اگر اینگونه سخن گفت .&lt;br /&gt;13. 4 . 2009 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-772791442756494482?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/772791442756494482/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=772791442756494482' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/772791442756494482'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/772791442756494482'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/04/blog-post_13.html' title='رضا فاضلی هنوزهم هست'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SeOJwrjQOyI/AAAAAAAAACU/rayQRETGIiw/s72-c/fazeli01.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-1742098318929200316</id><published>2009-04-10T21:46:00.000-07:00</published><updated>2009-04-10T22:05:05.231-07:00</updated><title type='text'>signatures Petition For Convicting the Torture Of Pakistani Girl</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;signatures Petition For Convicting the Torture Of Pakistani Girl&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://i2.ytimg.com/vi/9sy6N1TaMho/default.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 185px; height: 139px;" src="http://i2.ytimg.com/vi/9sy6N1TaMho/default.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;We fiercely condemn the brutal actions of Islamic Extremists in Pakistan for severely beating a seventeen year old girl after she refused to marry a high ranking official.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;We hold Pakistani government and the Pakistani President, Mr. Zardari, accountable and demand that those responsible for this brutal attack on a helpless young girl be immediately prosecuted.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Given the wide media attention the young girl"s shocking story has received, we believe her life is in danger and urgently request the Pakistani government"s intervention to provide full protection to the victim.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In a global effort to pressure Pakistani government to protect human and civil rights, this petition along with all signatures and the video clip showing the torture of this young Pakistani girl will be sent to the United Nations and to other influential human rights organizations:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- International Court&lt;br /&gt;- United Nations&lt;br /&gt;- Human Rights Watch Organization&lt;br /&gt;- Amnesty International&lt;br /&gt;- White House, Attn: President Barack Obama, and Mrs. Hillary Clinton&lt;br /&gt;- Pakistan Embassy in the United States&lt;br /&gt;- American Embassy in the Pakistan&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.petitiononline.com/pk001/petition.html"&gt;signatures Petition&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;محکوم کردن شلاق زدن دختر پاکستانی در ملاء عام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما عمل وحشیانه شلاق زدن دختر هفده ساله پاکستانی توسط مردان بنیادگرای اسلامی در ملاء عام را در "سوات ولی" پاکستان محکوم می کنیم و بدینوسیله از دولت پاکستان و از آقای زرداری رئیس جمهور پاکستان می خواهیم که با تقبییح این عمل شنیع از طریق رسانه های عمومی پاکستان و با محاکمه مردانی که در شلاق زدن این دختر جوان بی پناه شرکت داشتند, از حقوق انسانی این دختر درمانده اعاده حیثیت بشود.&lt;br /&gt;ضمنا" با توجه به خطر جانی ای که زندگی این دختر جوان را مورد تهدید جدی قرار داده است, مقامات دولت پاکستان را مسئول حفاظت از جان این دختر می دانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهت اعمال فشار بر دولت پاکستان در مورد نقض کامل حقوق بشر در حق زنان بی پناه, این اعتراض نامه (Petition) پس از جمع آوری امضا” بهمراه فیلم ضرب و شتم این دختر پاکستانی به سازمان های مهم جهانی زیر جهت محکوم کردن این عمل قرون وسطایی ارسال خواهد شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دادگاه بین المللی&lt;br /&gt;- سازمان ملل&lt;br /&gt;- سازمان بین المللی حقوق بشر&lt;br /&gt;- سازمان عفو بین الملل&lt;br /&gt;- کاخ سفید, رئیس جمهوری آقای اوباما و خانم هیلاری کلینتون&lt;br /&gt;- سفارت پاکستان در ایالات متحده&lt;br /&gt;- سفارت ایالات متحده در پاکستان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.petitiononline.com/pk001/petition.html"&gt;signatures Petition&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Torture Video Link:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.guardian.co.uk/world/video/2009/apr/02/swat-valley-flogging&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;and:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.youtube.com/watch?v=9sy6N1TaMho&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-1742098318929200316?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/1742098318929200316/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=1742098318929200316' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/1742098318929200316'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/1742098318929200316'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/04/signatures-petition-for-convicting.html' title='signatures Petition For Convicting the Torture Of Pakistani Girl'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-8044024091265863703</id><published>2009-04-01T06:15:00.000-07:00</published><updated>2009-04-01T06:19:11.687-07:00</updated><title type='text'>دوازدهم فروردین در اصفهان</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SdNpuDhPaEI/AAAAAAAAAB8/pmT7YvqusRY/s1600-h/amneat+akhlaghe.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 245px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SdNpuDhPaEI/AAAAAAAAAB8/pmT7YvqusRY/s320/amneat+akhlaghe.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5319711824794314818" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دوازدهم فروردین در اصفهان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در تاریخ سی ساله اخیر دوازدهم فروردین یکی از روزهایی است که در تقویم تاریخ معاصر ما با پرنگی جا خوش کرده است . در این روز در سی سال پیش با مغلطه ای همراه با ترس و تصویری مبهم به جمهوری اسلامی یک جعبه جادویی نامعلوم و نامانوس که تنها رمالها و روضه خوانها و مشتی آخوند دکان دار از درونش خبر داشتند مردم ایران رای آری دادند اما این آری امروزه پس از سی سال بلای جانشان شده است و با یک بله گفتن تا فیها خالدون همگی سوخت ... . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به هر روی در تعاریف دیگر روز 12 فروردین که اتفاقا در تقویمها تعطیل می باشد و یک روز قبل از سیزده بدر است روزی است که به شوخی در میان تمام مردم مصطلح است در این روز مردم برای سیزده بدر جا می گیرند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اما ما به این دو مقوله کاری نداریم ، یکی از بستگان که برای تعطیلات نوروزی به شهر اصفهان مسافرت کرده بود در تماسی با بنده خبر داد که در این شهری که می گویند نصف جهان است بر او چه رفته است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این آشنای ما که همراه با خانواده به این شهر رفته بود برای گردش در شهر مشغول سیاحت بود که ناگهان رزمندگان غیور اسلام و فاتحان دو جبهه شرق و غرب و مالکان دو دنیا از راه می رسند و با کمی مهرورزی دختر خانواده را در طی نبردی پیروزمندانه اسیر کرده و وارد خودروی ون پلیس امنیت اخلاقی می نمایند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این وقایع همگی در حال وقوع است و متاسفانه استکبار جهانی و رسانه های گروهی جیره بگیر آنها از این پیروزی ظفر مندانه هیچ خبری اعلام نمی نمایند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به هر روی با اعتراض خانواده باز هم کار به جایی نمی رسد و در بی خبری خانواده را در نصف جهان گذاشته و سربازان گمنام آقا امام زمان متهم ! را با خود می برند . فعلا علت جرم معلوم نیست .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بعد از یک ساعت بی خبری دختر با خانواده تماس می گیرد و اعلام می کند که او را به مکانی در نزدیکی زندان مرکزی اصفهان منتقل کرده اند که درنزدیکی دستگرد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;واقع می باشد در این محل آموزشگاهی به نام ایران دوست واقع است که فرماندهی پلیس امنیت اخلاقی در این مکان می باشد . البته مثل اینکه در گذشته همگی بازداشت شدگان را به خیابان سید علی خان در نزدیکی سی و سه پل می بردند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به هر روی خانواده با پرسش به مکان مورد نظر می روند .اولین منظره زندان مرکزی اصفهان است که با برجهای و برجکهای نگهبانی بلند خودنمایی می کند حضور تعدادی خانواده در پشت درهای مرکزی زندان هم جالب توجه است . اینجا همان زندانی است که در ماههای اخیر تعداد زیادی از جوانان به جرمهایی که معلوم نیست اعدام شده اند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;درب ورودی پلیس امنیت اخلاقی نام متهم کیست ؟ برو داخل ساختمان پشتی ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;محوطه باز با تعداد سه دستگاه خودروی ون ، یک مینی بوس و حدود 10 دستگاه خودروی سمند که همگی به مارک پلیس امنیت اخلاقی آراسته شده اند و تعدادی ماشین شخصی هم دیده می شود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;شخصی با یک دوربین فیلمبرداری و عکاسی از کنار این آشنا ما رد می شود و با نگاهی غضب ناک سرتا پای او را بررسی می کند . در جلوی در بعد از 10 دقیقه انتظار با کی کار دارید .... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;فعلا باید منتظر بمانید بعد از یک ساعت انتظار و چند بار صحبت به اتاقی پایین تر که شبیه بازداشتگاه است راهنمایی می شود دختر با تعداد بسیاری دیگر از زنان در آنجا هستند خیال خانواده کمی آسوده می شود تازه این آشنا ما به خود می آید و به اطراف نگاهی می اندازد ، عده دیگر مسافر نوروزی هم که برای تعطیلات به اینجا آمده اند همگی بازداشت شده اند . دختری را با نامزدش گرفته اند ، یکی دیگر را باپدرش با اینجا آورده اند بنده خدا ها مسافر بوده و هواپیما با این تاخیر بدون آنها پریده است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دختری را تازه از ماشین ون پیاده می کند ، با چند توهین و الفاظی که در ادبیات دولتمردان جمهوری اسلامی زیاد دیده می شود در همان راهرو او را بازجویی می کنند ، کیف دستی اش را می گردند و در موبایلش دنبال چه چیزی نمی دانم .... به هر صورت متوجه می شوم که جرم دختر خانوم که نه آرایشی دارد و لباسی ساده بر تن دارد پوشیدن چکمه است ، آخر مگر پوشیدن چکمه هم جرم است اگر هست پس چرا در داخل مغازه ها می فروشند ؟؟؟؟ جالب اینجاست جناب سروان فاطی کماندویی که مشغول بازجویی است ناگهان می گوید با این سر و ضعی که شما می گردید آمار طلاق در جامعه بالا می رود شما پیدا کنید ربط چکمه را با آمار طلاق در جامعه .... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;آشنای ما با گذاشتن کارت شناسایی دختر ش را آزاد می کند و به آنها گفته می شود که فردا برای تحویل گرفتن مدارک به همین مکان مراجعه نمایند ... .در هنگام بازگشت یک سمند دو دوچرخه سوار را اسکرت می کند که یکی از آنها دختر است و کاملا پوشیده اینها را دیگر برای چی آورده اند ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ماشین دیگری آژیر زنان می آید زنی جوان که می گوید مرا برای چه چیز آورده اید از ماشین پیاده می شود &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;زن در حالی که اعتراض می کند می گوید من بچه شیر خواره در منزل دارم باید زود به خانه بروم من برای خرید آمده بود و صدایش در میان صدا های دیگر گم میشود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;صبح روز بعد آشنای ما برای گرفتن مدارک به آنجا مراجعه می کند ، برخورد بسیار بدتر شده است&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ماشین ها همین جور خارج می شوند و پر از رهگذران که اکثرا خانمها هستند بر می گردند ، سرهنگی با&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;عده ای خانواده در حال بحث که چه عرض کنم مشاجره و فحاشی است ، چرا جلوی ولگردی های بچه های خود را نمی گیرد و .... این هم از عید و تعطیلات و تفریحات ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;یاد این گفته می افتم از هر 10 ایرانی 7 نفر پرونده در دادگستری دارند ، و 40 میلیون جوان متهم در این مملکت داریم که جرمشان جوانی است ... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به هر تقدیر برای صدور حکم خانواده ها به شوراهای حل اختلاف در خیابانهای نیکبخت و آپادانا در اصفهان فرستاده می شوند ، معلوم نیست خانواده که برای ساعتی به بیرون برای تفریح آمده با چه چیز و چه کس اختلاف و مشکل دارد . در این شعب حضراتی نشسته اند و مشغول صدرو حکم بدون فوت وقت ... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;سابقه قبلا داشته ای ؟ یا جواب آری است یا نه ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ناگهان می گویند متهمی آمد با کنجکاوی می بینم که دختری دارند می آروند جرمش چیست ؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;سعی می کنم گوشها را تیز کنم جوانکی 35 ساله با قیافه عبوس و صورتی ریشو سر تا پای دختر را خوب برانداز می کند و می گوید چرا با این وضعیت بیرون می آیی فلان و فلان .. مگر تو فلانی و .... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خلاصه به به سابقه هم که داری دختر در جواب نه من سابقه ندارم فقط دفعه قبل من را با مانتوی سبز رنگ گرفتند و گفتند چرا در روز مانتوی روشن پوشیده ای و ... برو باید بازداشت شوی و ... بعد کلی توهین و توپ تشر قاضی القضات با تخفیف نوروزی به پرداخت 20 هزار تومان متهم را جریمه می کند و اسلام عزیز همچنان مصون است و با پرداخت وجه دیگر هیچ عرشی به صدا در نمی آید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به دختری دیگر که می خواهد با پدرش به داخل برود می گوید موقع و.لگردی و هرزگی بی پدر هستی و با پدر کاری نداری حالا چرا دست پدر را محکم گرفته ای پدر دختر خشم را فرو می خورد تا آنها هم به پرداخت وجه حکمشان صادر می شود نوبت به ما می رسد ما هم می رویم و با کمی کل کل با طرف به پرداخت وجه محکوم می شویم .... . &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;حکمها اکثرا پرداخت جزای نقدی از 15 تا 100هزار تومان است و قرار بازداشتها هم که یک تا سه روز به همراه کلاس توجیهی و گرفتن تعهد . از بسیاری هم عکس گرفته &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;می شود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با نگاهی به اطرافت می بینی که همه افراد بازداشت شده از افراد آبرومند و خانواده دار جامعه هستند پدر و مادرهای پیر با تنی لرزان اینگونه تعطیلات را در کنار فرزندانشان می گذرانند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;آشنای ما قصد بازگشت به شهرش را دارد در روز دوازدهم از روی کنجکاوی در هنگام بازگشت سری به شعبه های حل اختلاف می زند می بیند که یک شعبه باز است و تعداد بیست تا سی خانواده هم در آنجا تجمع کرده اند به کنار آنها می رود و مشغول صحبت با برخی از آنها به آنها دلداری می دهد و جالب اینجاست که برای پرداخت وجه شماره حسابهای گوناگونی در بانکهای مختلف وجود دارد و معلوم نیست این پولها به کجا سرازیر میشود . گفتیم روز دوازدهم بود حتی بانکی را در نزدیکی شعبه هم به زور&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و با تماس با مدیرش باز کرده بودند تا کار مردم را راه بیاندازند بعد بگوید چقدر مسئولین بی فکرند و به مردم توجه نمی کند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;جالب اینجاست که می گویند چندی پیش در همین نصف جهان یا اصفهان دو دختر را کشته اند و پلیس ما تنها می تواند با چند خانوم بد حجاب مقابله کند و همه این خدم و حشم طبلی است تو خالی .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دزدی در همه جا بیداد می کند و پلیس در هر دزدی و نزاعی تنها نظاره گر است . اما واقعا یک چیز بی همتاست در همه دنیا مردم تا پلیس را می بینند احساس آرامش و امنیت می کنند ولی در ام &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;القرای اسلامی با دیدن پلیس منتظر هر حادثه و اتفاقی برای خود هستند و به سرعت صحنه را ترک می کنند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;آری این بگیر و ببندها در اصفهان از همه جای ایران بیشتر است و به قولی جمهوری اسلامی یعنی اصفهان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;جایی که بیشترین رای را به محمود احمدی نژاد داده اند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;شهری که بگیر و ببند در آن از همه جا بیشتر است ، شهر سردار رادان و طلایی که همگی با کارنامه هایشان آشنا هستیم نمی دانم چرا یاد شوی فرزاد حسنی و رادان در تلویزیون افتادم گرچه بازی خودشان بود اما حقیقتی است که در نصف جهان حاکم است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;آری در روز دوازده فروردین هم این چنین امنیت اخلاقی به اجرا در می آید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خاطرات یک دوست و آشنا از مسافرت به اصفهان که برای من نقل کرده بود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;یار دبستانی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-8044024091265863703?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/8044024091265863703/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=8044024091265863703' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8044024091265863703'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8044024091265863703'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='دوازدهم فروردین در اصفهان'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SdNpuDhPaEI/AAAAAAAAAB8/pmT7YvqusRY/s72-c/amneat+akhlaghe.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-921674025540781577</id><published>2009-03-07T23:08:00.000-08:00</published><updated>2009-03-07T23:12:22.244-08:00</updated><title type='text'>نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران  بخش سوم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbNvo7we87I/AAAAAAAAABc/p8b8_JP_UXk/s1600-h/8+march+2.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 199px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbNvo7we87I/AAAAAAAAABc/p8b8_JP_UXk/s320/8+march+2.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5310711134626444210" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بخش سوم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در بخش اول نگاهی اجمالی به تاریخچه روز جهانی زن و نامگذاری روز زن " هشتم مارس " داشتیم .در بخش دوم نیز با نگاهی گذرا به میزان و عرصه ظهور زنان از گذشته تا انقلاب مشروطه پرداختیم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در بخش قبل آغاز به معرفی انجمنهای دوره مشروطه کردیم که به ادامه مبحث می پردازیم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;انجمن آزادي زنان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پيش از شعله ور شدن آتش جنگ بين المللي اول، انجمن آزادي زنان به كوشش بانوان، ميرزا باجي خانم، نواب سميعي، صديقه دولت آبادي، منيره خانم، گلين خانم، تاج السلطنه و افتخارالسلطنه دختران ناصرالدين شاه تشكيل يافت. نظامنامه انجمن بر اساس نيازهاي اوليه زنان در تعليم و تربيت و بالا بردن سطح آگاهي آنان بود. همچنين از اهداف مهم اين انجمن ايجاد زمينه هايي براي راه يافتن زنان به جامعه و شركت در فعاليتهاي اجتماعي همدوش مردان بود تا از اين طريق به كسب حقوق اجتماعي وسياسي خود نايل شوند. از ويژگيهاي اين انجمن شركت اعضا به شكل خانوادگي: شوهران و زنان و دختران در جلسات انجمن بود. اداره جلسات و ايراد سخنراني بر عهده بانوان بود. جلسات انجمن ماهي دو بار در محلي خارج از شهر تهران (فيشر آباد) به دليل راحتي رفت و آمد به شكل مخفي انجام مي گرفت. پس از اطلاع مخالفان از اين جلسات، حملاتي به انجمن صورت گرفت. اما به دليل مقاومت اين انجمن اعمال مخالفين به جايي نرسيد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در سال 1299 خورشیدی نشریه ی «عالم نسوان» منتشر می شود که این نشریه هم خواستهای جنبش زنان را در آن زمان مطرح می کند : سواد آموزی زنان، شرکت در فعالیت های اجتماعی،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هنر آموزی و...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باید کمی به عقب باز گردیم ، در سال 1295خورشیدی به همت و تلاش «حسین جودت» دبیر ریاضیات مدرسه ی احمدیه شهر رشت که از فعالان سیاسی شهر هم بود و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;با تلاش و یاری عده ای از روشنفکران رشتی «انجمن فرهنگ» در این شهر تاسیس شد.انجمن فرهنگ اقدام به&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;یک سلسله کار فرهنگی –ادبی در شهر رشت نمود&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;که تاثیر بسزایی بر جوانان شهر داشت . وپس از چند آوازه و تاثیرات آن در دیگر شهرهای گیلان هم رسید . انجمن فرهنگ اقدام به تاسیس یک کتابخانه عمومی با چند هزار جلد کتاب نمود –کلاس های اکابر و سوادآموزی برای سنین مختلف ایجاد کرد و اقدام به انتشار یک مجله ی هفتگی به نام «فرهنگ»نمود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در اردیبهشت 1299 خورشیدی اعضای «حزب عدالت » که بسیاری از آنها از شوروی به خاک گیلان آمدند و تاثیر پذیرفته از انقلاب کارگری اکتبر روسیه بودند . نظریات &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;خود را از جمله در مورد زنان ایراد کردند. « كلا رازتكلین » و « اگوست بیل » و « الكساندرا كولنتای » از تئوریسین های این نظریه های ماركسیستی فمینیستی بودند. حزب عدالت با همكاری انجمن فرهنگ و زنان مبارز و پیشروویی مثل« روشنك نوعدوست »، « شوكت روستا » و « جمیله صدیقی » اقدام به تاسیس « جمعیت سعادت نسوان » نمود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;روشنك نوع دوست &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;از بانیان اصلی این جمعیت در سال 1277ه.ش در رشت متولد شد. تحصيلات مقدماتي خود را نزد پدرش كه از پزشكان معروف آن دوران بود فرا گرفت و از آن به بعد به فراگيري زبانهاي عربي، فرانسه و ادبيات فارسي پرداخت. در سال 1297ه.ش موفق به تأسيس يك مدرسه دو كلاسه دخترانه شد. وي با وجود&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;فشارهاي شديد و ناملايمات ناشي از اوضاع متشنج جنگ جهاني اول، جمعيت سعادت نسوان با كمك بانوان جميله صديقي، سكينه شبرنگ، اورانوس پارياب تأسيس نمود. هدف اين جمعيت: 1) بالا بردن سطح سواد در بين زنان ايراني 2) تأسيس كلاسهاي اكابر 3) برگزاري سخنرانيها 4) تأسيس كتابخانه براي بانوان بود. عده اي از فعالين اين انجمن (جميله صديقي و شوكت روستا) بعدها توسط رضا شاه دستگير و به زندان افتادند. از اقدامات اين انجمن انتشار مجله پيك سعادت نسوان بود كه در آن مجموعه مقالات ادبي و اجتماعي در جهت كسب آزادي هاي بانوان و بالا بردن سطح سواد آنان، چاپ مي شد. انجمن مذكور علاوه بر تأسيس كلاسهاي اكابر، دبستاني دخترانه در رشت به نام پيك سعادت داير نمود كه تاكنون باقي است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این جمعیت برای اولین بار در ایران 8 مارس روز جهانی زن را در شهر رشت در سال 1299 جشن گرفت. جلسات سخنرانی تبلیغی و آگاهی دهنده برای زنان شهر رشت برپا كرد. آوازه ی جمعیت به بقیه ی شهرهای گیلان و پس از آن به تهران و تبریز و ... رسید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;جمعيت نسوان وطنخواه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اين جمعيت در سال 1301ه.ش"1922م" توسط محترم اسكندري دختر شاهزاده عليخان (محمدعلي ميرزا اسكندري) تأسيس يافت. وي نزد پدرش تحصيل علم كرد، سپس زبان فرانسه را تكميل نمود. پدرش از آزاديخواهان دوران مشروطيت بود و وي توسط او با ساير آزاديخواهان آشنايي يافت. هدف اين انجمن طبق اساسنامه اي كه باقي مانده است پس از تأكيد در حفظ شعائر وقوانین اسلامي عبارت بود از: 1) سعي در تهذيب و تربيت دختران 2) ترويج صنايع وطن 3) با سواد كردن زنان 4) نگاهداري از دختران بي كس 5) تأسيس مريضخانه براي زنان فقير 6) تشكيل هيئت تعاوني به منظور تكميل صنايع داخلي 7) مساعدت مادي و معنوي نسبت به مدافعيت وطن در موقع جنگ و …&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پوشيدن لباس وطني از شعارهاي برجسته اين انجمن محسوب مي شد. آنان با انتشار مجله «نسوان وطنخواه» و تشكيل كلاسهاي اكابر براي زنان و همچنين تشكيل مجالس سخنراني در تنوير افكار زنان مي كوشيدند. در اين موقع عده اي از مرتجعين جزوه اي به نام مكر زنان انتشار داده بودند. زنان عضو اين جمعيت يك روز تمام در شهر تهران همه جزوه ها را خريده و در ميدان توپخانه آتش زدند و با اين عمل آمادگي خود را براي مبارزه با خرافات اعلام داشتند. يكي از كارهاي بي نظير اين جمعيت ترتيب دادن نمايش براي زنان بود. اين جمعيت&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;توانست با اجراي اين نمايش و فروش بليت، مخارج داير كردن كلاسهاي اكابر بانوان را تأمين كند. از اعضاي سرشناس اين جمعيت مي توان به نورالهدي منگنه، فخرآقا پارسا، صفيه اسكندري، فخر عظمي ارغون و مستوره افشار اشاره نمود. خانم مستوره افشار از اعضاي بسيار فعال اين جمعيت به حساب مي آمد. وي كه در تفليس و ديگر شهرهاي قفقاز تحصيل كرده بود، به اداره كلاسهاي شبانه بانوان اشتغال داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;محترم اسكندری رهبر این جریان در هنگام تولد این تشکل چنین می گوید« ما به شكرانه ی انقلاب مشروطیت امیدواری های زیادی به منظور كسب حقوق خودمان داریم. بعد از پیروزی انقلاب ما به این امر آگاهی یافتیم. كسانی كه برای آزادی مبارزه می كردند، آن طور كه باید و شاید حقوق زنان را مدنظر نداشتند ».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پس از چندي كه از فعاليت اين جمعيت گذشت گروهي از زنان جوان با افكار كمونيستي از اين سازمان جدا شدند و سازماني جديد تحت عنوان انجمن بيداري زنان تأسيس نمودند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;سازمان بیداری زنان ، در سال 1306 با "نمایش دختر قربانی" (نمایشنامه ای از میرزاده عشقی) 8 مارس را گرامی داشت . در آن زمان حضور زنان در سالن های تئاتر و سینما ممنوع بود، بنابراین، این نمایش اولین نمایشی بود که برای زنان و به وسیله زنان ترتیب داده می شد . این نمایش با هدف جمع آوری کمک مالی ،برای انتشار مجله نسوان وطنخواه و برگزاری کلاس های اکابر برای زنان بزرگسال ،در منزل نورالهدی منگنه یکی از اعضای این انجمن برگزار شد و بلیط های آن به نام کارت عروسی چاپ و فروخته شد. اداره نظمیه سعی کرد مراسم را بر هم بزند و اراذل و اوباش نیز به زنان شرکت کننده در نمایش توهین کردند . &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مجمع انقلاب زنان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اين مجمع را يك دختر 18 ساله در شيراز به نام زندخت بنيان گذاشته بود. نام اصليش فخرالملوك بود. وي دختر مرحوم نصرالله خان زند، از نوادگان صادق خان، برادر كريم خان زند بود. مادر زندخت، بانو ضياءالشمس دختر مرحوم شريف الحكما است كه از پزشكان قديم شيراز بود. وي با وجود اينكه از تحصيلات كمي برخوردار بود، نسبت به تحصيلات دخترش بسيار كوشا بود. زندخت ابتدا در مكتب خانه محمدعلي خطاط و بعدها در مدرسه تربيت تحصيلات مقدماتي خود را فرا گرفت و سپس زير نظر اساتيد خصوصي به فراگيري عربي، ادبيات فارسي و زبان انگليسي و فرانسه و ساير علوم پرداخت. زندخت از استعداد فراواني برخوردار بود و اشعار بسيار زيباي ملي و ميهني مي سرود و در روزنامه ها و مجلات معتبر چون حبل المتين به چاپ مي رساند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;او پس از اتمام تحصيلات به سمت معلمي در دبستان عصمتيه شيراز به تدريس پرداخت. مرامنامه اين انجمن در راستاي 1) تهذيب اخلاق و ترويج صفات پسنديده بين خانمهاي ايراني 2) ترويج معارف در توده نسوان 3) كوشش در ترقي نسوان 4) طرفداري از حقوق آنان بود. از اقدامات آنان ايجاد مدارس ابتدايي به صورت مجاني، تأسيس كلاسهاي اكابر، ايراد سخنراني ها در ترك استعمال زينتها و تجملات غير ضروري بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;فعاليت اين مجمع ديري نپاييد و توسط رضاشاه تعطيل شد. اما زندخت راه ديگري براي بيداري بانوان در پيش گرفت و آن انتشار مجله دختران بود. اين مجله در شيراز تأسيس اما در تهران چاپ مي شد. هدف انتشار اين مجله به طوري كه خود زندخت در مجله نگاشته است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با آرزوي سعادت دختران ايراني براي بيداري زنان جامعه مي باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;عارف شيفته شهامت و روح بزرگ اين دختر روشنفكر ايراني بود. او درباره مجله او مي نويسد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;چو اين اوراق پاك از زندخت است&lt;span style=""&gt;                  &lt;/span&gt;اوستاسا، بخواهيم جاودانش &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در عصر پهلوي اول و حكومت رضا شاه امكان فعاليتها ي سياسي زنان تاحدي محدود مي شود. در سال 1214 يك سازمان رسمي با نام كانون بانوان و با مديريت شمس پهلوي و همكاري وزارت معارف وقت تشكيل مي شود تا به جذب مشاركت زنان در عرصه اجتماع و در اصل با هدف گسترش حس وفاداري به سلطنت در ميان زنان بپردازد. در اساسنامه اين كانون اهداف گوناگوني ذكر شده بود كه تعليم خانه داري و پرورش اطفال و تشويق به ورزش و ايجاد موسسات خيريه براي كمك به زنان و كودكان بي سرپرست و...از جمله آنهاست. با طرح سياست كشف حجاب توسط رضا شاه، تسهيل و كمك به حكومت براي تحقق اين امر به عنوان يكي از اهداف كانون زنان در آمد. در اصل فعاليتهاي محدود اين كانون به دليل تحت حمايت حكومت بودن حاصل چندان مهمي براي زنان ايران نداشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در حالی که فرایند نوگرایی امتیازاتی را برای بخشهایی از طبقه بالای جامعه و طبقه متوسط در حال ظهور داشت، اما به بخش سنتی طبقه متوسط آسیب رسان بود (تجار، بازارو...) ارتباط تارخی این طبقه با روحانیون برقرار بود ویک تعارض مستمر و جناح بندی بین نوگرایان در حال افزایش و روحانیون قدرتمند و بازار سنتی وجود داشت که دگرگونی‏های فرهنگی و اقتصادی را آسیب رسان خود می‏دانست. وضعیت زنان قسمتی از موضوع این اختلاف بود. کشف حجاب یک نمونه بارز آن بود. این حرکت به شکاف اساسی بین دو گروه یاد شده بیشتر دامن زد. دو گروه زنان شهری و روستایی هر یک با توجه به شیوه زندگی خود از دگرگونی‏ها تأثیر پذیرفتند . نوگرایی به شکاف میان شهر و روستا، افزایش ثروت، بدون توزیع مناسب در سطح جامعه، و در نهایت قطبی شدن جامعه انجامید. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پس از اینکه با قوانین زناشویی و حمایت خانواده در دوران سلطنت رضا شاه، زنان به ابتدایی ترین حقوق اجتماعی دست یافتند، کم و بیش زمزمه نیاز زن به آموزش خواندن و نوشتن، در خانواده ها آغاز شد . در بیشتر خانواده ها بویژه در خانواده های روستایی، به دبستان رفتن دختران دشواری بزرگی بود. پدر، برادر و شوهر نمی توانستند به آسانی پذیرای آزادی و از خانه بیرون شدن زن باشند، با این همه جنبش آزادیخواهی زنان گر چه کند و آهسته، ولی پیش می رفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در فضای پس از شهریور 1320 زنان ایرانی ، فضا را برای حضورگسترده تر خود مناسب دیدند. این بار، حضور « حزب توده ی ایران » را می بینیم كه شاخه ای برای زنان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;را تشكیل داد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در دوران طوفان زای ملی شدن صنعت نفت و حوادث سیاسی آن زمان، زنان با گرایشات مختلف در فعالیت های اجتماعی و سیاسی فعال شدند. زنان ايراني در قيام 30 تير به حمايت از دكتر مصدق و ملي كردن صنعت نفت حضور چشم گيري داشتند ... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در دوران پادشاهی محمد رضاشاه، به شمار دبستان ها ی دخترانه افزده شد. پس از ملی شدن صنعت نفت وکودتای 28 مرداد شاهد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;جمعیت خیریه ثریا پهلوی وتشکیل سازمان های زنان هستیم. در سال 1341 (1963) سخن از اصلاحات ارضی و انقلاب سفید به میان آمد. گرچه در قوانین این انقلاب هم کم و کاستی بود، اما به زنان ایرانی حق رای داده شد و گام بزرگی در راه دستیابی به آزادی، همکاری و برابری حقوق اجتماعی آن ها با مردان برداشته شد. سازمان زنان ايران با آنكه منشاء حكومتي داشت اما اقدامات مفيدي نظير تصويب و اصلاح قانون خانواده را انجام داد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;«قانون حمایت خانواده » بخش دیگری از اصلاحات که در سال 1346 (1968) به تصویب رسید وبسیار به سود زنان بود. با افزایش جمعیت کشور، پیشرفت اقتصادی و صنعتی، نیاز به نیروی انسانی بیشتر، راه برای شرکت زنان در کارهای اجتماعی بازتر شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در اواخر دهه 50 كمي پيش از به ثمر نشستن انقلا‌ب در بهمن&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;1357باعث شد تا باز هم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;زنان گردهم آیند، زنان در خط مقدم مبارزه نقشي چشمگير داشتند. بلافاصله بعد از برقراری جمهوری اسلامي، دهها هزار زن، تظاهرات 8 مارس را عليه حجاب اجباری و تحقير و تبعيض جنسی بر پا کردند. تظاهرات زنان نخستين مقاومت و اعتراض سازمان يافته در برابر حكومت جديد بود. اين حرکت، تاکيدی بود بر نقش برجسته و غير قابل انکار زنان در صحنه سياسی ـ اجتماعي كشور و نشانه ای بود از اهميت و جديت مسئله زن در جامعه ايران.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;تظاهرات هشتم مارس (17 اسفند57) نقش مهمی در زدودن توهم نسبت به رژيم جديد در جامعه و جهان بازی کرد. هفدهم اسفند&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;1357« روز جهاني زن »&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به يک روز مبارزاتی بياد ماندنی در تاريخ جنبش زنان ايران تبديل شد. يک نمونه الهام بخش برای زنان فردا كه در تجربه انقلاب 57 مستقيما شرکت نداشتند و امروز در صفوف مقدم مبارزه ايستاده اند . و درست چند روز بعد از اين كارزار بود كه بيانگذار انقلاب اسلامي باز هم به صراحت در مقابل اين خواسته ها اعلام كرد كه خدعه كرده و تقيه پيش نموده است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پس از به خشونت کشانده شدن اولین 8 مارس بعد از انقلاب ، &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;شعار یا روسری یا تو سری طنین انداز شد و متاسفانه به دلیل بی توجهی مردان و همراهی برخی زنان متعصب باز هم چون مشروطه حقوق نیمی از جامعه پایمال گردید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;برای سال ها 8 مارس به حوزه خصوصی تبعید شد.در سراسر دهه 60 ، 8 مارس و خواسته های زنان تقریبا فراموش گردید . در جمهوری اسلامی ،معمولاحرفی از مشکلات زنان در میان نیست، بلکه مدام ضرورت فداکاری و از خودگذشتگی زنان، به آنها یادآوری می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در دوران انقلاب ، در دوران جنگ زنان خواهران و مادران عزیز ما بودند ،در تمامی انتخابات ها رای شان تاثبر گذار اما هیچ حقی برای ابراز مشکلات و خواسته های خود نداشتند و صد البته باید ریشه آن را در سخنرانی بنیان گذار این انقلاب در سال 1341 و 1342 جستجو کرد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اين چنين اين روند مبارزاتي با توجه به استقرار حكومتي انقلابي و وجود تسويه حسابهاي فراوان و معادلات خوش رنگ سياسي و خوش رقصي هاي گروه هاي فشار و خاموشي اكثريت جامعه هم مردان و هم زنان تبديل به آتشي زير خاكستر شد .... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کشتار زندانیان سیاسی در دهه 60 و جنایت و تجاوز سریازان گمنام ... به دختران و زنان در زندانها نیز نشان از میزان توجه حضرات به کرامت انسانی که از آن دم می زنند دارد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;سال 1378 ، 8 مارس پس از سال ها دوباره در یک مکان عمومی برگزار شد .سال بعد "مرکز فرهنگی زنان " به عنوان یکی از اولین سازمان های غیر دولتی زنان در دوره اصلاحات ، 8 مارس را در خانه هنرمندان برگزار کرد. این برنامه که به شیوه ای زنانه و غیرمتمرکز برگزار می شد ، شامل اجرای موزیک مترویی در راهروها به وسیله دختران جوان، نمایشگاه نقاشی زنان هنرمند ، تجلیل از زنانی که موفق شده اند زندگی شان را تغییر دهند ، سخنرانی فعالین زن ، پخش فیلم های کوتاه ، فروش کارت پستال هایی خطاب به نمایندگان مجلس برای اعتراض به قوانین ضد زن ، توماری مبنی بر درخواست از دولت برای پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و ... بود. البته این کارناوال زنانه با موانع بسیاری هم روبرو شد .در آخرین لحظات از پخش فیلم ها جلوگیری به عمل آمد،دستور داده شد نام مرکز فرهنگی زنان از پلاکاردها حذف شود و... . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;سال 1381 ، &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;در8 مارس همزمان با تدارک حمله آمریکا به عراق مرکز فرهنگی زنان یک میتینگ اعتراضی در پارک لاله با اخذ مجوز از استانداری تهران ،برگزار کرد.این تجمع تحت کنترل شدید پلیس برگزار شد. تظاهرات کنندگان پلاکاردهایی با مضمون صلح در جهان ، برابری حقوق زنان و دموکراسی در ایران در دست داشتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;8 مارس 1382 نیز دوباره در پارک لاله این بار ،با محوریت اعتراض به خشونت علیه زنان برگزار شد. اما تنها چند ساعت پیش از برگزاری تجمع ، مجوز به صورت شفاهی لغو شد . برگزار کنندگان با کپی کردن مجوز در تعداد بسیار به محل برگزاری تجمع رفتند . اما تجمعی که در پی اعتراض به خشونت علیه زنان بود ،به خشونت علیه زنان انجامید و تعدادی از تجمع کنندگان نیز بازداشت شدندو... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;تجمع 8مارس 1384در پارک دانشجو و تجمع 1385 مقابل مجلس که با اجماع گروههای مختلف زنان برگزار شدند ، به ضرب و شتم و بازداشت تجمع کنندگان این بار توسط پلیس زن انجامیدند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;متاسفانه با نگاهي به مبارزات و تلاشهاي آزاديخواهان باز هم به دفعات مشاهده مي شود كه بخش عظيمي از اجتماع و بسياري از مبارزين در پاسداشت اين روز كو شا و سهيم نيستند . بسياري از دوستان هم با پيش كشيدن بحث هاي از قبيل فمنيسم و پا فشاري بر اعتقادات سنتي و باورهاي مرد سالارانه كه اين باورها هم در مردان و هم در بسياري از زنان كشورمان ديده مي شود از حضور و شركت در اين كارزار گريزانند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;چيزي كه بيشتر از همه در اين سالها نمود پيدا كرده است ، محدود شدن به يك روز مشخص و برگزاري كارهاي هميشگي و كليشه اي مي باشد . و در اين ميان بيشتر هزينه و بار مبارزه بر دوش زنان و مرداني است كه پيشرو در برقراري و باز خواست حقوق اوليه انساني مي باشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;كمپين يك ميليون امضا با ظهورش جرقه اي از اميد را بر دلهاي خسته زد اما اين جرقه براي شعله ور شدن نياز به هيزمي دارد هيزمي كه مطمئنا در روز شكل گيري كارزار خود به خود گرد اين جرقه جمع مي شود اما براي تمامي مبارزيني كه در اين راه گام برداشته اند ، وزش نسيمي مطمئنا لازم است تا خبر از بايد ها و نبايد ها ببرد .نسيمي كه با لطافتش ، روح نسلي جوان را به جوشش آورد ، نسيمي كه بايد دوست دارم ها را دوباره به اين نسل ياد آور شود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پس چه خوب است ، به هم بپوندیم تا ستمگران بر خود بلرزند ، متحد شویم و سرود بهتر زیستن را بخوانیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;همگي دست در دست يكديگر دهيم و دست تمامي قربانيان فقر ، جنگ ، جهل، بیماری و سوء تغذیه، تجاوز، خشونت، بی کاری، سیل و زلزله ، مهاجرتهای اجباری ، تجارت سکس، فشارهای اجتماعی ، تهاجمات فرهنگی، تظلمات سیاسی و مذهبی و ... را بگيريم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با نگاهی به دو کشور فارسی زبان می بینیم که افغانستان در سال 1382 معاهده بین المللی منع تبعیض علیه زنان را امضا کرد و از زنان کشورش خواست حضور گسترده تری در مجلس داشته باشند و در حال حاضر در حدود 25 درصد کرسی های مجلس این کشور را زنان اشغال کرده اند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اما در کشور ما با وجود تعداد محدود زنان در مجلس ، چون همواره از یک جناح خاص آمده اند ، هیچگاه تلاشی مستمر و مستقل در راستای حقوق زنان نکرده اند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در تاجیکستان، زنان بیش از 15 در صد از پست های دولتی این کشور را در اختیار دارند و 24 درصد از خدمات دولتی را انجام می دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;گرامي باد روز هشتم مارس&lt;span style=""&gt;       &lt;/span&gt;پاينده ايران&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;علی از وبلاگ یار دبستانی &lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اسفند 87&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;span style=""&gt;     &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-921674025540781577?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/921674025540781577/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=921674025540781577' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/921674025540781577'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/921674025540781577'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/03/blog-post_2792.html' title='نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران  بخش سوم'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbNvo7we87I/AAAAAAAAABc/p8b8_JP_UXk/s72-c/8+march+2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-3381589668943489460</id><published>2009-03-07T01:39:00.000-08:00</published><updated>2009-03-07T01:42:40.414-08:00</updated><title type='text'>نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران  بخش دوم</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbEa3AuwegI/AAAAAAAAABE/bvm5uVD-_xA/s200/8+march+2.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 218px; CURSOR: hand; HEIGHT: 143px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbEa3AuwegI/AAAAAAAAABE/bvm5uVD-_xA/s200/8+march+2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخش دوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بخش اول نگاهی اجمالی به تاریخچه روز جهانی زن و نامگذاری روز زن " هشتم مارس " داشتیم .&lt;br /&gt;در ايران باستان، پنجمين روز از ماه اسفند که به اسفندگان مشهور بوده، به گراميداشت زنان اختصاص داشته است. بر اساس متون زرتشتی، اين روز، روز عيد زنان بوده و مردان به زنان هديه می دادندو ... .&lt;br /&gt;و متاسفانه این روز و جشن نیز مانند بسیاری از جشنهای دیگر با بی مهری و کم توجهی ما رو به فراموشی میرود .&lt;br /&gt;در ایران باستان بر گواه اسناد بر جای مانده و حتی لوحه های یافته شده در پارسه " تخت جمشید " به روشنی میزان مشارکت زنان در اجتماع و حقوقی که داشته اند به خوبی مشهود است ، حقوقی که امروزه زنان ما بعد از گذشت قرنها برای بدست آوردن آنها مبارزه می کنند .&lt;br /&gt;زنان در آن روزگار هم پای مردان در بسیاری از مشاغل مشارکت داشتند و آپارتاید و تفکیک جنسیتی معنایی نداشت ، زنان می توانسنتد بعنوان استاد کار و یا مهندس بر کارها نظارت داشته باشند و جالب اینجاست که بعد زنانه و مادرانه آنها نیز مورد توجه قرار داشته ؛ این زنان از دستمزدی عادلانه بر حسب مسؤلیت برخوردار بوده و می توانستند از مرخصی زایمان همراه با حقوق بر خوردار باشند .&lt;br /&gt;شعر ، سخنوری و نواختن ساز و خواندن آواز رواج داشته و هیچ عرشی را به لرزه نمی انداخته است .&lt;br /&gt;در پایان حکومت ساسانی ، صدها نوازنده ساز و خواننده زن وجود داشته که بسیاری با آمدن اسلام عزیز گردن زده شدند و ... . جدای از شرحی که رفت زنان علاوه بر مقام شاهی ، در مناصب لشگری و یا در مبارزات و جنبش های تاریخی همواره نقش بسزایی داشته اند که متاسفانه در نگارش تاریخ این نقش هرچه به پیش می رویم کمرنگ تر و گاه ناپیدا در خطوط تاریخ محو می گردد .&lt;br /&gt;موارد ذکر شده شاید در نگاه اول برای ما اموری عادی و یا نا چیز به شمار آید اما با نگاهی به اقوام ، تمدنها و دولتهایی که در همسایگی ما بودند ارزش و اهمیت این موارد به خوبی برای ما روشن می شود .&lt;br /&gt;مطمئنا یکی از ملاک های سنجش مدنیت در هر جامعه ای به میزان مشارکت و سهم زنان در آن جامعه بستگی دارد ، متاسفانه به دلیل کمرنگ تر شدن نقش زنان که خود دلایل گوناگونی داشته و دارد ؛ عرصه رسمی زنان در اجتماع را با ورود آنها به عرصه سیاست مرتبط دانسته اند و بر همین اساس داستانهایی که همواره در تاریخ آمده است بیشتر از آنکه این نقشها را بیان کند به کیفیت و جزییات مو به موی حرمسرا های شاهان پرداخته که از جمله آن می توان به دربار ناصر الدین شاه اشاره کرد .&lt;br /&gt;در تاریخ معاصر حضور جدی زنان در عرصه تحولات اجتماعی با سالهای پایانی حکومت قاجار و انقلاب مشروطه گره خورده است . تحول فكری ، فرهنگی زن ايرانی در جريان مشروطيت تا حدودی ناشی از قرار گرفتن ايران در گردونه روابط بين الملل از اوايل دروه قاجاريه است كه در منابع متعدد اشاراتی چند به اين حضور فعال زنان در مبارزه برای تحقق اهداف مشروطه شده است كه در زير به چند نمونه اشاره می گردد.&lt;br /&gt;یکی از نخستین حرکتهای ملی در دوره معاصر پس از شکست ایران در جنگها با روس، جنبش خود جوش مردم تهران در دفاع از زنان گرجی مسلمان شده‏ای بود که سفیر روس با سماجت هرچه تمامتر می‏خواست با تفسیر یکی از مواد معاهده ترکمانچای آنها را از شوهران و فرزندان خود جدا کرده و با تغییر مجدد مذهب روانه گرجستان سازد... .&lt;br /&gt;در تظاهرات دیگری که مردم تهران در دفاع از امیر کبیر برپا ساختند، زنان شرکت فعالی داشتند. درخشان‏تر از هر دو واقعه یاد شده، اتحاد و همبستگی‏شان در جنبش تحریم تنباکو بود.&lt;br /&gt;( البته نقش میرزای شیرازی در این امر شاید ؛ باید با نگاهی دوباره بررسی شود رجوع شود به خاطرات یحیی دولت آبادی " حبات یحیی " )&lt;br /&gt;در سال 1270 خورشیدی در شهر تبریز قحطی سایه ی خود را بر شهر پهن كرد . ثروتمندان ، بازاریان و صاحبان سرمایه با احتكار غله باعث شدت یافتنِ كمبودِ غله شدند . در چنین شرایطی زنانِ شهرِ تبریز در حالیكه چادرشان را به كمر بسته بودند و تفنگ به دست داشتند به رهبری زنی به اسم « زینت پاشا» به انبارهای غله هجوم بردند .آنها پس از شكستنِ درِ انبارهای غله آن را بین مردم فقیر و زحمتكشِ شهر تقسیم كردند . این اقدام با استقبالِ عموم تبریزی ها مواجه شد و حاكمیت قاجاری در برابر این حركتِ شجاعانه سكوت كرد .&lt;br /&gt;در این زمان زن از تحصیل كردن محروم بود و فقط محكوم به كار خانگی بود . حركتهای بعدی بیشتر توسط زنان طبقه ی مرفه صورت گرفت ؛ چرا كه برخی از آنها توسط معلمان سرخانه تدریس می شدند و یا مثل زنان حرمسرای شاه و زنان امیران و وزرا از جریان امور سیاسی كشور باخبر بودند . در سال 1279 خورشیدی «انجمن آزادی زنان» تشكیل گردید این انجمن هر 15 روز یك بار جلسه داشت و چند تا از دختران ناصرالدین شاه نیز در آن عضو بودند . در این جلسات در مورد حقوق زنان در قبال مردان و با سواد شدن زنان و مسایلی از این قبیل صحبت می شد .&lt;br /&gt;در سال 1285 شمسي كه فرمان مشروطه امضا شد و نهضت مشروطه خواهان ايران رسما به پيروزي رسيد. باز هم ، زنان از دستاوردهاي آن بهره اي نبردند. شايد سهم خواهي زنانه از مواهب استقرار قانون از سوي زنان مشروطه طلب كه با حضور خود به تحقق روياي مشروطيت كمك نمودند به طور جدي مطرح نشد و يا اگر در موارد محدودي مطرح شد از سوي مردان كه نگارنده ي قانون و پس از آن راوي تاريخ مشروطه بودند چيزي بيش از يك شوخي تلقي نشد. همين امر باعث شد كه زنان پس از گذشت يك قرن از مشروطه همچنان نيمه‌ي فرودست جامعه باقي بمانند . به هر روی با پيروزی انقلاب مشروطيت زنان از پای ننشستند و با ارسال تلگراف های متعدد از تهران و تبريز خواهان سريع تصويب قانون اساسی شدند، انقلاب مشروطه بستر مناسبي برای ورود زنان درعرصه سياسي كشور فراهم كرد اما از سويي انقلاب مشروطه به جمعيت زنان جفا كرد؛ زيرا در جريان مشروطيت صحبتي از اعطاي حق راي به زنان نشد. در سال 1893 كه&lt;br /&gt;انقلا ب مشروطه ايران پيروز شد تنها كشوري كه در تمام دنيا به زنان حق راي داده بود كشور نيوزلند بود و هيچ يك از زنان كشورهاي اروپايي و امريكايي از حق راي برخوردار نبودند.&lt;br /&gt;نظر به همین فداکاری‏ها بود که وقتی زعمای قوم قانون اساسی را تدوین کردند، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را برای قاطبه ملت ایران (قانون اساسی) قائل شدند و به هیچ وجه از محرومیت زنان و عدم دخالت آنها در مسائل حقوقی و سیاسی صحبتی به میان نیامد . اما بعدها، یعنی در جمادی الاخر سال 1327، ه.ق که نظام نامه انتخابات تهیه شد و به رویت محمد علیشاه رسید، در شرایط کسانی که از حق انتخاب کردن مطلقا محرومند، نوشتند: «نسوان و اشخاص خارج از رشد و آنهایی که تحت قیمومت شرعی، ورشکستگان به تقصیر، مرتکبین قتل و سرقت الی آخر.» بدین سان، وضعیت حقوقی، نه تنها قانونی زنان در ردیف افراد فوق قرار گرفت. یکی ازفداکاریهای زنان هنگام تشكيل بانك ملی بود که با حمايت بجا و منطقی از مجلس يكی از زيباترين صحنه های مشروطيت ترسيم شد . در حاليكه به علت عدم وجود سرمايه كافی جهت تشكيل بانك زمزمه وام گرفتن از روسيه و انگلستان از گوشه و كنار شنيده می شد زنان با فروش زينت آلات و طلا و جواهرات خود به اين طرح ملی كمك نمودند خانم (ژانت –آقاری ) در كتاب ( انجمن های نيمه سری زنان در نهضت مشروطيت ) نامه يكی از بانوان قزوين به سعداله را می آورد كه در قسمتی از اين نامه آمده (( اين كميته مقداری از زيور آلات خودرا كه برای ايام سخت گذاشته بود به جهت بانك ملی فرستاده ، در حضور عالی عاجزانه استدعا داریم كه هديه مختصر كميته را با نظر بلند خودتان ديده بفرماييد اشياء مرسوله را اعضای محترم بانك ملی به امانت و شرافت خودشان فروخته و هر چه قيمت آنها شد ، سند سهام بانك برای كميته روانه فرماييد چه كنیم كه زياده از اين قادر نبودیم مگر جان خود را در موقع ، فدای ترقی وطن عزيزمان بنمايیم ))&lt;br /&gt;حمله ی محمد علی شاه به مشروطیت و بمباران مجلس شورای ملی در تیر 1287 در واقع علنی شدن تضاد میان استبداد و آزادی در ایران بود تبریز اولین شهری بود که در برابر این واقعه ایستادگی کرد. درطی يازده ماه محاصره تبريز بوسيله نيروهای درباری ، زنان علاوه بر كمك هايی كه در پشت جبهه می كردند با لباس مردانه در ميدان جنگ نيز حاضر می شدند در اين زمينه ، انجمن تبريز نقش زنان را چنين توضيح می دهد : گزارش های موثق حاكی است كه در جريان جنگ زنان رزمنده كه خود را بصورت مردان در آورده بودند در يكی از بخشهای مهم شهر جنگيدند .علاوه بر اين ، زنان كشاورز در روستا های كوجك آذربايجان در حالی كه نوزادان خود را بر پشت خويش بسته بودند سلاح برداشتند و دوش به دوش مردان جنگيدند . بنا به گزارش روزنامه (( حبل المتين )) در يكی از جنگ های تبريز ،‌بيست زن ملبس به لباس مردان كشته شدند همجنين زمانی كه تبريز در محاصره نيروهای شاه بود گروهی از زنان شهر نامه ای به عين الدوله فرمانده نيروهای مزبور فرستادند در بخشی از نامه چنين آمده : " اگر چنين می پنداريد كه با ظلم بی حد خود مردم ايران را از مشروطه باز ميداريد سخت بر خطا هستيد ، ما برای چند ماهی غذای كافی داريم و پس از آن نيز به خوردن ميوه ،‌گياه و برگ درخت دست خواهيم زد و حتی گوشت گربه و حيوانات ديگر را خواهيم خورد و سرانجام خواهيم مرد اما مطمئن باشيد كه تسليم وسوسه های شيطانی محمد ميرزا نخواهيم شد و شما نيز مورد لعن و نفرين ابدی مردم ايران قرار خواهيد گرفت ."&lt;br /&gt;نقل شده است که یکی از مجاهدین مشروطه خواه زخمی شده بود. هم رزمانش هر چه کردند که لباس او را از تنش درآوردند تا زخم او را پانسمان کنند او ممانعت می کرده بر حسب اتفاق می فهمند که او مرد نیست بلکه یک دختر است ،به ستار خان خبر می دهند ستار خان بالای سر او می آید به او میگوید :«دخترم مگر من مرده بودم که تو به جنگ آمدی»&lt;br /&gt;پس از فتح تهران و تشكيل مجلس دوم و در جريان اولتيماتوم روسيه به ايران نيز زنان حضوری جدی و فعال داشتند زنان ايران از درون خانه به طرف خيابانها راه پيمايی كردند … در حالی كه برخی از آنها تپانچه حمل می كردند ، مستقيما به طرف مجلس رفتند و در آنجا اجتماع كردند از رئيس مجلس خواستند تا به آنها اجازه ورود دهند ، روبندهايشان را كنار زندند و تهديد كردند كه اگر نمايندگان كوتاهی كنند و آزادی و استقلال ايران و مردم آن را به بيگانگان بدهند پسرها و شوهرانشان را خواهند كشت و سپس خود را خواهند كشت .&lt;br /&gt;از ديگر اقدامات زنان مشروطيت ميتوان به حمايت از جنبش كالاهای بومی و علم خريد منسوجات وارد شده اروپايی اشاره كرد . در آن زمان اعتقاد در كشور وجود داشت كه تحريم كالاهای اروپايی ، جامعه را از وابستگی به اروپايی ها رها خواهد ساخت بنابراين دانش آموزان مدارس با افتخار به پوشيدن لباسهای بومی و توليدات داخلی همت گماردند و اميدوار به توليد منسوجات داخلی ماندند .&lt;br /&gt;انجمن ها محافل سياسی ، اجتماعی زنان نيز از ديگر عرصه های حضور جدی زنان در عصر مشروطه بود. زنان نیز چون مردان پس از مشروطه خواستار تاسیس انجمن ها ، مدارس و انتشار روزنامه شدند .&lt;br /&gt;انجمن ها و سازمانها ي مخصوص زنان در پیش از مشروطه ، بيشتر متوجه مبارزه با استعمار و استبداد بوده و هدف اصلی شان استقلال میهن بود .&lt;br /&gt;فعاليت مطبوعاتی وانتشار روزنامه نيز از ديگر فعاليتهای ارزشمند زنان در عصر مشروطيت بود . اولين نشريه زنان " دانش " به مديريت خانم دكتر كمال در سال 1289 به صورت هفتگی منتشر شد و با پرداختن به امور خانوادگی و دوری جستن از مسائل سياسی تا حدودی زياد در بر آورده ساختن اهداف خود موفق عمل نمود و در شناساندن زنان به اجتماع تاثير بسيار جالبی گذاشت .&lt;br /&gt;با پایان گرفتن تب انقلاب ، آرام ، آرام انجمنهای زنان نیز متشکل تر شده و بسوی اهدافی مشخص تر گام نهادند . اين انجمنها، خواستار آموزش و پرورش بانوان و گسترش سطح سواد زن ايراني و كسب حقوق حقه زنان از طريق گذرانيدن قوانين در مجلس بودند. از مهمترين اين انجمنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن مخدرات وطن&lt;br /&gt;يكي از انجمنهاي زنان بود كه در سال 1289ش"1911م" در تهران تأسيس شد و رياست آن را زني به نام بانو آغا بيگم عهده دار بود. از اهداف اين انجمن دفاع از استقلال ميهن، مخالفت با استقراض از بيگانگان، جلوگيري از خريد كالاي خارجي، تبليغ براي كالاهاي داخلي از جمله پوشيدن لباس دوخت ايراني با پارچه هاي ايراني و ... بود.از اقدامات مهم اين انجمن، ايجاد يك مدرسه شبانه روزي براي دختران متعلق به طبقات فقير و بي بضاعت بود. اين مدرسه در تهران قرار داشت و در حدود صد دانش آموز در آن به طور رايگان تحصيل مي نمودند. از ديگر كارهاي مهم و قابل توجه انجمن مخدرات وطن، مخالفت سرسختانه با اولتيماتوم روسيه تزاري مي باشد. اين انجمن به منظور اعتراض به نقض حق حاكميت ملي، تظاهراتي برپا كرد و در اين تظاهرات هزاران زن كفن پوش شركت جستند. سخنرانيهاي پر شوري در دفاع از استقلال وطن، حق حاكميت و ردّ اولتيماتوم روسيه ايراد كردند. روز بعد از تظاهرات، زنان عازم تلگرافخانه شدند و اعتراض خود را از دخالت روسيه تزاري طي تلگرافي به تمام كشورهاي بزرگ جهان مخابره كردند. سپس دسته جمعي به خانه سردار اسعد بختياري رفتند و در آنجا يكي از زنان نطقي به شرح زير ايراد كرد:&lt;br /&gt;ما ايرانيان با اين همسايه حق شكن و حريص خود (روسيه تزاري) با نزاكت و ملايمت رفتار كرديم و تا ممكن بود متحمل حركات زشت و وحشيانه اين همسايه شديم. آنها به همدستي سلاطين نفع پرست و وزراي وطن فروش، استقلال و حيثيت ما را تحليل برده و مي برند .... هر ساعت در جلوي چرخ تجدد و ترقي ما سنگي مي گذارند و هر دقيقه در مقابل ارتقاي ما سدي مي بندند . در اين صورت براي هر ذي حس با وجدان و هر وطن پرستي لازم است كه تن به ذلت نداده و راضي به خواري و مذلت نشود و تا جان دارد وطن خود را حفظ كند و ناموس خود را از دستبرد اجانب محفوظ دارد و براي جنگ و جانبازي حاضر شود و در صفحات تاريخ نام بزرگ و عالي از خود به يادگار بگذارد. خانمهاي عزيز نترسيد و جداً بكوشيد تا پاي اجنبي را از خاك پاك مملكتمان دور سازيم.&lt;br /&gt;به دنبال آن زنان تهران مصرف كالاهاي روسي و انگليسي را تحريم كردند. مردم شيشه هاي دكانهايي كه كالاهاي اين كشورها را مي فروختند، با سنگ و چماق خرد كردند. انجمن مخدرات وطن در اين تظاهرات نقش فعالي به عهده داشت و طوماري بر عليه دخالت بيگانگان از جانب زنان ايران تهيه كرده به مجلس شوراي ملي فرستاد .از اعضاي مشهور انجمن مخدرات وطن مي توان از صديقه دولت آبادي، درّة المعالي، ماهرخ گوهرشناس، آغا شاهزاده امين، همسر ملك المتكلمين و دختر ميرزا حسن رشديه نام برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان بخش دوم&lt;br /&gt;علی از وبلاگ یار دبستانی اسفند 87&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;http://yardabestani.blogfa.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-3381589668943489460?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/3381589668943489460/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=3381589668943489460' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/3381589668943489460'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/3381589668943489460'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/03/blog-post_07.html' title='نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران  بخش دوم'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbEa3AuwegI/AAAAAAAAABE/bvm5uVD-_xA/s72-c/8+march+2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-1824928199577454106</id><published>2009-03-06T04:42:00.000-08:00</published><updated>2009-03-06T04:46:56.168-08:00</updated><title type='text'>نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbEa3AuwegI/AAAAAAAAABE/bvm5uVD-_xA/s1600-h/8+march+2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5310054968037767682" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 227px; CURSOR: hand; HEIGHT: 145px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbEa3AuwegI/AAAAAAAAABE/bvm5uVD-_xA/s200/8+march+2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تاريخ مبارزات سياسي ـ اجتماعي ، روزهائی فراموش نشدني و ماندگار وجود دارند که بعنوان نشانه و مظهر هر مبارزه درحافظه تاريخ ثبت شده است. بزرگداشت چنين روزهايي، فراخواني است جهت ادامه مبارزه عليه نابرابري ، عدالت سياسي و اجتماعي. هر سال با ياد و بياد اين روزهاي جاوداني، آرزوها و اهداف مبارزه با صدای بلند و رسا اعلام ميشود. هر سال به جهانيان گوشزد ميشود که اين آمال و آرزوها زنده اند و تضادهاي موجود حل نشده است. هشتم مارس يکی از اين روزهاي جاوداني و بياد ماندني است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این خصوص اگر بخواهیم نگاهی گذرا اما همه جانبه داشته باشیم ، باید با اتکا به نوشته ها و نقل قولهای به جا مانده در دالان هزار توی تاریخ، اسناد بر جای مانده را بررسی نماییم که این امر خود ضامن داشتن 2 شرط می باشد . اولین شرط این است که این اسناد را چه کسانی گرد آورده اند و دومین شرط ، شرط اعتماد است که به چه کسانی می توان اعتماد کرد .&lt;br /&gt;در کشورهایی نظیر کشور ما که همواره در طول تاریخ بستر حوادث و رویدادهای مهم و اثر گذاری در منطقه و جهان بوده است ، شروط ذکر شده برای بررسی تاریخ بسیار مهم می باشد .&lt;br /&gt;در تاریخ ما فراز و نشیب های فراوانی وجود دارد که غالب و مغلوب شدن اجدادمان را با میزان درستی و صداقتی که باید یک مورخ در نوشته اش مد نظر داشته باشد مرتبط می سازد .&lt;br /&gt;اسناد و نوشته های موجود که قدمتی به عمر تاریخ ما دارند نیز ، همواره ازسایه سنگین تعصبات قومی و نژادی ، رواج خرافات و سلایق شخصی به دور نبوده است .&lt;br /&gt;در خاورمیانه که ظهور پیامبران و باورمندان دینی عمری چند هزار ساله داشته و ظهور و افول شاهان ، خلفا&lt;br /&gt;و حضرات رنگ و بویی مذهبی به جامعه استبداد زده داده است سبب ساز گم شدن گاه و بيگاه بخشي از وقايع در روايات و یا بوجود آمدن روایات جديد بوده است .&lt;br /&gt;به هر روی با گذار از جایگاه زنان در نزد نیاکانمان و وداعی با پوران دخت و آزرم دخت ، اسلام عزیز بر ما ظاهر شد ، موالی و مجوس گشتیم و ناموس و مالمان مباح و حلال .... .&lt;br /&gt;جزیه ها گرفتند از ما تا خودمان با دست خویش و با رضای خاطر به آنها خمس و زکات دادیم و می دهیم تا&lt;br /&gt;بر مادرمانمان چارقد سیاه کشیدند و به خانه ها فرستادندشان .&lt;br /&gt;خواهرنمان را از 9 سالگی برای ازدواج مناسب دیدند و فتوای صیغه و ازدواج موقت دادند و در وصف ثوابش چه چیزها که نگفتند . دخترانمان را به شیخ نشین ها صادر کردند و برایمان از امنیت اجتماعی گفتند ، به هر روی این زنان بودند که ضعیفه خوانده شدند اما از بلوای تنباکو تا به امروز به خانه ها باز نگشتند .&lt;br /&gt;به اندازه یک تاریخ حق نیمی از جامعه مان را خوردند همان رجالمان و هم خود زنان بر خود اجحاف روا داشتند . اما امروز این ما هستیم که باید دست در دست یکدیگر نگذاریم حقی پایمال گردد .&lt;br /&gt;این مقاله در سه بخش ارایه می شود که در بخش اول بعد از مقدمه ای که ذکر شد به تاریخچه روز جهانی زن&lt;br /&gt;به طور مختصر اشاره می شود و در دو بخش دیگر به تاریخچه مبارزات زنان ، انجمن های زنان و بطور کلی جنبش زنان در یکصد سال گذشته بصورت اجمالی اشاره خواهد شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هشتم مارس برابر با روز جهانی زن و روز مخالفت با کلیه قوانین زن ستیز و نابرابری جنسیتی است .&lt;br /&gt;اين روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرايط بهتر كارى و زندگى زنان است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هشتم مارس 1857، زنان کارگر كارخانجات نساجي در آمريکا جهت بهبود شرايط کار ، ساعات کار طولانی دستمزد اندک و محروميت از هر گونه امکانات رفاهي. بعلاوه كار و مسئوليت سنگين نگهداری فرزندان و کار در خانه به خيابان ها آمدند و عليه نابرابري ، افزايش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرايط کار قيام كردند. اين مبارزه، نقطه عطفي در تاريخ مبارزه زنان کارگر در آمريكا بود كه بعد ها در سراسرجهان گسترش يافت. 8 مارس 1857، بازتاب مقاومت و مبارزه زنانی بود که با روند پرشتاب رشد صنعت و توليد به عرصه کار خارج ازخانه جلب می شدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاطره اين اعتصاب براى كارگران نساجى باقى ماند. نارضايتى عمومى ازاين شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت ، تا سر انجام درهشتم مارس سال ۱۹۰۸ ، بعد از گذشت بيش از پنجاه سال كارگران زن كارخانه نساجى كتان در شهر نيويورك با خاطره اعتصاب در اين روز، به دليل تبعيض و محروميت و فشار زياد كار در مقابل حقوق بسيار كم اعتصاب خود را شروع كردند. صاحب اين كارخانه به همراه نگهبانان براى جلوگيرى از همبستگى كارگران ديگر بخش ها با اين اعتصاب و سرايت آن به بخش هاى ديگر اين زنان را در محل كار خود در كارخانه محبوس كرد. به دلايل ناشناخته اى آتش در كارخانه درگرفت و فقط تعداد كمى از كارگران زن محبوس توانستند خود را نجات دهند. ۱۲۹ كارگر زن در آتش سوختند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايده انتخاب روزی از سال بعنوان « روز زن » نخستين بار در جريان مبارزه زنان نيويورك بود که با شعار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;« حق رای برای زنان» مطرح شد. اين شعار خصلتی فراگير داشت و جمع كثيري از زنان را از اقشار و طبقات مختلف در بر می گرفت. زنان در پشت اين شعار، برسميت شناساندن هويت سياسي ـ اجتماعی خويش را جستجو می کردند. واقعيتی که در نظامهای مردسالار، قرن هاي متمادي ناديده گرفته می شد. صد ها زن شركت كننده در تظاهرات 23 فوريه 1909 پيشنهاد کردند : هر سال در روز يکشنبه آخر فوريه، تظاهراتي سراسری در آمريکا بمناسبت « روز زن » برگزار شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله يكى از مهمترين مدافعان حقوق زنان در كشور آلمان خانم كلارا زتكين (۱۸۵۷_۱۹۳۳ ) خواست هاى مبارزان زن در آلمان را مبنى بر هشت ساعت كار در روز براى زنان همينطور حق داشتن تعطيلات و مرخصى زايمان و برابرى حقوق در مقابل قانون مطرح كرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرانجام در سال 1910، دومین کنفرانس زنان سوسیالیست که کلاً را زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین روز بین المللی زن پرداخت زنان سوسیالیست اتریشی قبلاً روز اول ماه را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه می جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز 19 مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال 1848 علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، از جمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. دومین کنفرانس زنان سوسیالیست تاریخ برگزاری نخستین مراسم « روز زن» را 19 مارس 1911 تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین«روز جهانی زن» به بعد موکول شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روز نوزدهم مارس 1911 نیز در اکثر شهرهای آلمان، اتریش، سوئس ، دانمارک و امريكا صدای اعتراض زنان آزادی خواه طنين اندازگشت و هر چند باز هم پلیس به تظاهر کنندگان حمله برد و با کتک زدن و زخمی کردن زنان آنها به متفرق کرد اما خاطره و یادبود برگزاری یک روز بین المللی به عنوان روز جهنی زن را در اذهان به یادگار گذاشت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرانجام در سال 1913 دبیرخانه بین المللی زنان که یکی از نهاد های انترناسیونال سوسیالیستی دوم بود روز هشتم مارس را برای گرامی داشت خاطره ی زنان آزادی خواه آمریکایی به عنوان روز جهانی زن اعلام کرد و در همان سال نیز در سراسر اروپا، آمریکا و روسیه تزاری زنان این بزرگداشت را بصورت تظاهرات و سخنرانی با شکوه هر چه تمام تر برگزار کردند اما از سال 1914 که اروپا درگیر جنگ جهانی شده بود زنان آزادی خواه تلاش کردند که این سالگرد را تحت شعار« علیه جنگ » برگزار کنند ولی از آنجایی که در اروپا کشور ها به دو دسته ی موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند این دو دستگی و شکاف در کلیه ی صفوف از جمله صفوف زنان نیز مشاهده شده و همین امر مانع برگزاری یکدست و سراسری هشتم مارس شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فاصله دو جنگ جهانى علاوه بر موضوعات قبلى حق قانونى سقط جنين و حمايت از مادران نيز از اهميت خاصى برخوردار شد. اين مبارزه به يك حركت بزرگ تبديل شد به دليل بحران اقتصادى كه در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود، سالانه حدود يك ميليون زن وادار به سقط جنين مى شدند. به دنبال آثار منفى اين سقط جنين هاى غير قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن به مرگ رسيدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرف ديگر مسئله برابرى مزد در مقابل كار برابر، كوتاه كردن ساعات كار، پايين آوردن قيمت اجناس وغيره نيزاز خواست هاى زنان بودند. خواست هايى كه براى امروز ما هم غريبه نيستند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با روى كار آمدن حكومت ديكتاتورى فاشيستى در كشور آلمان و ممنوع كردن هرگونه تشكل مخالف امكان برگزارى اين روز غير ممكن گرديد . علی رغم همه محدودیت هایی که اعمال شده بود در سال 1936 زنان تظاهرات بزرگی در شهر برلین برگزار کردند و در همان روز نیز دولت فاشیستی وقت اسپانیا شاهد تظاهرات 30000 زن کمونیست و جمهوری خواه با شعار محوری « برابری و صلح» بود که خود نقطه عطفی در تاریخ جنبشهای زنان به شمار می رود، در پی صورت گرفتن جنگ جهانی دوم جنبشها و انقلابهای رهایی بخش در کشورهای مختلفی شکل گرفت به عنوان مثال کشور چین با تعداد بالای زنان و مردانش گامهای بزرگی را در جهت آزادی و رهایی زنان برداشت ، در آن دوره اکثر دولتها و جنبشهای مترقی وانقلابی از برگزاری سالگرد هشتم مارس به عنوان یکی از نمادهای آزادی خواه حمایت زیادی می کردند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از جنگ جهانى دوم در كشورهاى اروپاى شرقى جشن روز زنان در سال ۱۹۴۶ دوباره برگزار شد. در اين كشورها روز زن به عنوان جشن رسمى و از طريق دولتى نيز به دليل نشان دادن تمايلات حكومت به بهبود وضع زنان گرامى داشته مى شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دهه 1960 دیگر در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکایی لاتین نیز جنبشهای مردمی آزادی خواه و رهایی بخش به پا خواسته بودند و حتی در کشور های سرمایه داری و پیشرفته نیز که جنبشهای آزاد و ترقی خواهانه به اوج خود رسیده بود جنبشهای رهایی و آزادی زن حضور و گستردگی چشم گیری پیدا کرده بود در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی به پا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تعمین شغلی ، منع آزار جنسی ، ضدیت با هرزه نگاری ، کاهش ساعت کار روزانه و غیره مطرح شد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها پیشروی کند . در تظاهرات هشتم مارس 1969 زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند سرانجام در سال 1975 سازمان ملل متحد روز هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخته و با خاتمه جنگ بخصوص بعد از دهه هفتاد با توسعه سرمایه داری و صنعتی شدن به کشورهای عقب مانده و جهان سومی تعداد بسیار بیشتری از زنان درگیر تحصیل و کار شدند با این وجود این جوامع هنوز زنان در موقعیتی درجه دوم نسبت به مردان قرار داشتند و این تناقض به نظام مردسالارانه و همچنان مسئله آزادی زنان را حادتر و انفجاری تر از گذشته مطرح نگاه داشت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان بخش اول&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی از وبلاگ یار دبستانی اسفند 87&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;http://yardabestani.blogfa.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-1824928199577454106?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/1824928199577454106/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=1824928199577454106' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/1824928199577454106'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/1824928199577454106'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/03/blog-post_06.html' title='نگاهی به تاریخچه روز جهانی زن در ایران'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/SbEa3AuwegI/AAAAAAAAABE/bvm5uVD-_xA/s72-c/8+march+2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-2313296617893871872</id><published>2009-03-03T10:12:00.000-08:00</published><updated>2009-03-03T10:16:11.663-08:00</updated><title type='text'>بیاد میری که از میانمان رف</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://yardabestani.persiangig.com/image/art/meri.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 306px; height: 196px;" src="http://yardabestani.persiangig.com/image/art/meri.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرکسی نغمه خود خواند از صحنه رود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صحنه پیوسته به جاست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشتر آن نغمه که مردم بسپارند به یاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt; علی میری بازیگر تاتر و سینما درگذشت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان زندگی همه انسانها یکجور است ، فقط زندگی و مرگ آنهاست که یکی را از دیگری متمایز می کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با نهایت تاسف هموطن دیگری ، هنرمندی دیگر و ... باز هم در غربت ، باز هم به دور از وطن ، باز هم در تبعید ناخواسته ، در زندانی در آن سوی مرزها از میانمان رخت سفر را بست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنرمند عزیز علی میری بازیگر توانای  تاتر و سینما امروز دوشنبه  12 اسفند ماه 1387 در گذشت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بار نیز هنرمندی که 30 سال حق نداشت از هنر  و توانایی هایش برای مردمان سرزمین خود استفاده نماید در کیلومترها آنسو تر این مرز پرگهر درگذشت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگر مرگ و از دست دادن عزیزان آنقدر در این ام القرای محنت زده عادی شده است که هیچ خبری باعث تلنگر بر پیکره و روح های خسته مان نمی شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روحش شاد و راهش پاینده باد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي ميري متولد سال 1315 در شهسوار مي باشد. در سال 1340 از هنرستان هنرپيشگي فارغ التحصيل و به كار تئاتر مشغول شد و در بيشتر از پنجاه نمايش به ايفاي نقش پرداخت. فعاليت در سينما را از سال 1343 به عنوان بازيگر با فيلم «زمزمه ي محبت» آغاز كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای میری یکی از استادان تئاتر ایران بود که اکثرا هنر نهفته آقای میری فقط در سینما مورد توجه قرار گرفته است . اگر در زندگی نامه ایشان دقت کنیم می بینیم که خاک تئاتر بر سر و شانه اش تا آخر عمر پاک نشدنی است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوره زندگی میری می توان به سه دوره تقسیم کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 – دوره ورود، شناخت و بازی در تئاتر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 – دوره ورود و بازی در فیلم های سینمایی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 – دوره غربت و دوری از وطن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوره ورود و شناخت تئاتر توسط میری از زمانی شروع شد که فارغ التحصيل در رشته هنرپیشگی در سال 1340 شد و عشق هنرپیشگی او را زود به اوج رساند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوره ورود به سینما را تحولی بزرگ در زندگی میری باید رقم زد. چون در سینما آزادتر از تئاتر و بازی های نمایشی می توانست هنر نهفته خود را ظاهر کند. در کنار هنرمندانی چون زنده یاد محمدعلی فردین در فیلم جوانمرد، با ناصر ملک مطیعی و فریبا خاتمی در فیلم اخم نکن سرکار، با ایرج قادری و وحدت در فیلم ناخدا با خدا، با همایون در فیلم خیالاتی، با رضا بیک ایمانوردی و جمیله در فیلم گل پری جون، با منوچهر صادق پور و فریده نصیری در فیلم آقا مهدی کله پز و با وحدت در فیلم خوشگذران بازی کرد .... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید گفت که سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در ایران سینمایی به معنی واقعی کمدی مانند کشور های پیشرفته نداشته و نداریم و افسوس می خوریم که اگر قبل از انقلاب سینمای کمدی می داشتیم، این سینما از وجود هنرمندانی گرانقدر چون عباس تفکری، تقی ظهوری، جواد تقدسی، داریوش اسد زاده، غلامحسین بهمنیار، منصور سپهرنیا، عزت الله وثوق، جمشید مهرداد، علی تابش و علی میری استفاده می کرد، خودتان حدس بزنید چه سینمای پر محتوی و خنده و نشاط می توانستیم داشته باشیم. اما متاسفم که دست اندر کاران سینمای ایران با تمام مجموعه شرکت های فیلم سازی و تهییه کنندگان فیلم و سریال به مرض گریه، مراسم های غمگین عزاداری، استرس و بیماری های عصبی در فیلم ها دچار شده اند و به جای اینکه جامعه جوان را به سمت شادی و امید به زندگی داشتن ببرد به سوی نابودی از قبیل جرم و جنایت و اعتیاد می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوره سوم زندگی میری از انقلاب 57 به بعد شروع می شود، در جامعه ای که قدر هنرمند را نمی دانند و هنرمند هر روز وجودش چون شمع می سوزد تا دیگران او را درک کنند و اگر نکردند هنرمند مجبور می شود جلای وطن کند. بلایی که مسئولین هنر بر سر تمامی هنرمندان آوردند و وطن را ترک کردند. متاسفانه آقای میری هم از این موضوع مستثنی نبود و ایشان در چند سال آخر دوره زندگیشان در تلویزیون امید ایران برنامه را با توضیح در مورد فیلم های قدیمی و سینمای پیش از انقلاب اجرا می کردند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میری و امثال میری بدون اینکه گناهی که مرتکب شوند بعد از انقلاب سال 57 مورد غضب قرار گرفته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و صد البته هیچ کس نباید جز حضرات در دل مردم و قلبشان جایی داشته باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطمئنا بسیاری از علاقمندان آقای میری ، جوانانی هستند که در 30 سالی که ایشان از فعالیت محروم بودند با فیلمهای او آشنا شدند و این خود جواب کسانی است که بر روی دیوار عکس مار می کشند و تبسم هایی مصنوعی را بر لبهای جاری می سازند .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-2313296617893871872?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/2313296617893871872/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=2313296617893871872' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/2313296617893871872'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/2313296617893871872'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='بیاد میری که از میانمان رف'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-4772169589668665449</id><published>2009-02-28T07:17:00.000-08:00</published><updated>2009-02-28T07:18:43.757-08:00</updated><title type='text'>نشریه اینترنتی سگال به روز شد</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;با درود&lt;br /&gt;ششمین شماره نشریه اینترنتی سگال به روز شد&lt;br /&gt;                  &lt;br /&gt;آدرسهای سگال بر وری اینترنت :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://segalonline.blogfa.com/"&gt;http://segalonline.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://segal0nline.blogfa.com/"&gt;http://segal0nline.blogfa.com&lt;/a&gt; آدرس جدید به جای o صفر&lt;br /&gt; &lt;a href="http://segalonline.blogspot.com/"&gt;http://segalonline.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-4772169589668665449?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/4772169589668665449/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=4772169589668665449' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/4772169589668665449'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/4772169589668665449'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/02/blog-post_28.html' title='نشریه اینترنتی سگال به روز شد'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-4656647477880010381</id><published>2009-02-13T08:13:00.000-08:00</published><updated>2009-02-13T08:20:41.272-08:00</updated><title type='text'>برای رامین مولایی که دیگر در میان ما نیست</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_DC01ZHZLVGI/SYKtUYFXM1I/AAAAAAAAF7w/f_99XIB8HEI/s400/Ramin.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 240px; CURSOR: hand; HEIGHT: 398px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_DC01ZHZLVGI/SYKtUYFXM1I/AAAAAAAAF7w/f_99XIB8HEI/s400/Ramin.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;برای رامین مولایی که دیگر در میان ما نیست .&lt;br /&gt;با درود &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;در این ماتم سرا که وطن می خوانندش ، نه موطنی بر جای مانده و نه تنی .... .&lt;br /&gt;رفاقت رنگ دورویی اختیار نموده و معرفت و صداقت در رقابتی بی امان سعی در هم آغوشی رذالت و نامردی دارند .&lt;br /&gt;این تنها یک تک شات از چهره واقعی و عریان این وطن است که هر روز با ظاهری که در ذهنهای نوستالوژیکمان از وطن خیالی و آرمانیمان می سازیم و دلخوش بر همین خیالاتیم تا روزمان را به شب&lt;br /&gt;برسانیم .&lt;br /&gt;یک قرن ( 30 سال ) به روایت اجداد آریایمان از تولد موجودی بنام جمهوری اسلامی می گذرد ، موجودی که از دل مام میهن سر بر اورد و ملتی که این ناخلف فرزند را آبستن بود اکنون باید دید حال و روزش را... .&lt;br /&gt;این فرزند ناخلف ایری سیاه بر سر خورشید وطن کشید و جنگ را نهمت الهی خواند .&lt;br /&gt;جانیان اعدام کردند و دیوانگان تا فتح قدس رفتند ، سرداران سازندگی ساختند و اصلاحات صورت گرفت و نوبت به عدالت محوران رسید و کردند آنچه باید می کردند .&lt;br /&gt;نمی خواهم از دانسته ها یرایت بگوییم اما هر وقت در این ام القرای اسلامی دلت گرفت و خواستی برای لحظه ای از اسارت افکار خسته و دلتنگ ذهنت به گوشه ای امن و دنج پناه ببری به گورستان برو !&lt;br /&gt;فرقی ندارد به کدامین سو می روی بهشت زهرا ، خاوران ، تخت پولاد و ... کوه ، جنگل ، بیایان و حتی خیایان ؛ تنها به گورستان برو .... .&lt;br /&gt;در طول راه پایت در 10 ها گودال می افتد و لحظه ای از روان پریشی به خود می آیی .&lt;br /&gt;یاز هم این صف طویل نانوایی و اتوبوس است که برای چشمانت هیچ تازگی ندارد ، بوی دود ،صدای سرفه رهگذران گوشهایت را نوازش می دهد با مزه مزه کردن آب دهانت لذت سرب را به تک تک یاخته هایت&lt;br /&gt;می رسانی .... .&lt;br /&gt;یاز هم یوی حشیشی که در فضا پیچیده یه مشامت می خورد و تا می خواهی ازآن مکان با گرفتن کامی سنگین رها شوی نگاهت به جویهای خالی از آب پر از سرنگ می افتد .&lt;br /&gt;ناگهان فکر آمار تازه ارائه شده در مورد سقط جنین ذهنت را مشغول می کند و تا می خواهی برایش توجیهی پیدا کنی و یا هضمش کنی این صدای دلنشین ماشینهای پلیس امنیت اخلاقی و اجتماعی و ... است که از تحلیل ها نجاتت می دهد .&lt;br /&gt;با فکر معاش و کار و بیمه و قسط و وام و .... درگیری که خود را در محیط امن گورستان پیدا می کنی !&lt;br /&gt;اینجا دیگر هیچ چیزی دروغ نیست ؛ همه یکرنگ هستند و در فضا تنها یک بو حکم می راند .&lt;br /&gt;سکوت اش حقیقی است و شیونها همه از سر درد اما آرامش تنها در یاد آوری خاطرات روزهای خوب گذشته است . گفتم در ابتدا با تو ما همه ژنتیک نوستالوژیکیم .... .&lt;br /&gt;در برگشت باز هم خوشحالی که حداقل هنوز من هستم . باز هم زندگی جریان دارد و .... .&lt;br /&gt;دم درب خانه که رسیدی دیگر سرت به زیر نیست یک احساس راحتی و سبکبالی داری .&lt;br /&gt;اینبار توجهت به نوشته تازه روی دیوار جلب می شود " مــا هــســــتیم "&lt;br /&gt;با خودت تکرار می کنی آری ما هستیم ، پس غیر از تو شخص دیگری هم هست که باور دارد ما هستیم اگر بخواهیم بمانیم ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رامین جان اینها را همه برای تو گفتم برای تو دوستی که دیگر در میان ما نیستی اما تو هم هستی و ماندگار می مانی .&lt;br /&gt;رامین جان تا روزی که رفتی نه چهره ات رادیده بودم و نه حتی سن و سال تو را می دانستم اما مگر مهم است .&lt;br /&gt;اکنون دیگر رامین مولایی یا بهتر بگوییم رامین رضا مولایی در میان مانیست او خدمت ارزنده ای حداقل در این سالهای اخیر به دنیای وب نویسان کرد با تمام تواناییهایش ، امید و پیام هزاران وبلاگ نویس را به بسیاری نمایش داد بدون اینکه هیچ ادایی داشته باشد . تعارف را کنار بگذاریم چند درصد از ما واقعا به فکر هدف هستیم نه خودمان ، آن هم انسانی با شایستگی ها و تواناییهای او ... . ؟&lt;br /&gt;دیر یا زود همه می رویم. رامین رفت اما یادش گرامی باد . ای کاش پاکی و صداقت رامین مولائی همگانی و همه جائی شود.&lt;br /&gt;رامین مولایی در این سالهای اخیر بیشتر انرژی اش را صرف بروز کردن چند وبلاگ می کرد و در این وبلاگها نظرات و نوشتهای خود و بسیاری از وبلاگ نویسها را انتشار داد و در تمامی این مدت لحظه ای از مبارزه با استبداد و حکومت جمهوری اسلامی فرو گذاری نکرد و این به شهادت نوشته هایش همگی نمایان است .&lt;br /&gt;اما رامین مولایی جدای از دنیای مجازی در این دنیای حقیقی ، یک فیلمبردار یرجسته بود و در انتها با گرامی داشت یادش به برخی از آثار او اشاره می شود :&lt;br /&gt;او مدیر فیلمبرداری بسیاری ار آثار ماندگار سینماگر صاحب سبک« سهراب شهید ثالث» اوبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1.درغربت In Der fremde&lt;br /&gt;فیلمنامه: سهراب شهیدثالث، هلگا هورز. مدیر فیلمبرداری: رامین مولایی. دستیار فیلمبردار: ولفگانگ کنیجی. ، 1354/ 1975.&lt;br /&gt;برنده ی جایزه منتقدان بین‌المللی Fipreci جشنواره برلین، مورد تحسین دفتر بین‌المللی فیلم و داوران فیلم Evanglish. نمایش در جشنواره‌های لندن، تهران و شیکاگو.&lt;br /&gt;2. بلوغ (زمان بلوغ )Reife Zeit&lt;br /&gt;فیلمنامه: سهراب شهیدثالث، هلگا هوزر. فیلمبردار: رامین مولایی. محصول آلمان فدرال، 1976.&lt;br /&gt;برنده جایزه هوگوی نقره از جشنواره شیکاگو، تحسین هیأت داوری جشنواره‌ لوکارنو، نمایش در جشنواره‌های تهران و لندن.&lt;br /&gt;3. تعطیلات طولانی لوته ایزنر Die Langen Ferin der Lotte Eisner&lt;br /&gt;فیلمنامه: شهیدثالث. فیلمبردار: رامین مولایی. سیاه‌وسفید، 16 میلیمتری، 60 دقیقه. محصول مشترک فرانسه و آلمان، 1979.&lt;br /&gt;نمایش در جشنواره‌های کن و لندن، افتتاحیه جشنواره مینیاپولیس و دریافت جایزه‌ی ویژه از سینماتک انگلستان.&lt;br /&gt;4.نظم Ordnung&lt;br /&gt;تهیه‌کننده: مارتن ناگه. فیلمنامه: شهیدثالث،. مدیر فیلمبرداری: رامین مولایی.&lt;br /&gt;5.آنتون پ. چخوف: یک زندگی Anton P. Tschechow: Ein Leben&lt;br /&gt;فیلمنامه: شهیدثالث و پیتر اوریان. فیلمبردار: رامین مولایی. 16 میلیمتری، رنگی، 97 دقیقه. محصول مشترک آلمان فدرال و شوروی. 1981 (با همکاری کانال‌هایSFB, SWF, WDR و شرکت‌های تهیه فیلم Provodis و Creative. )&lt;br /&gt;6. اوتوپیا Utopia&lt;br /&gt;تهیه‌کننده: شبکه تلویزیونی ZDF. فیلمبردار: رامین مولایی. رنگی، 35 میلیمتری، 198 دقیقه. محصول آلمان فدرال، 1982.&lt;br /&gt;تنها فیلم آلمانی بخش مسابقه‌ی جشنواره برلین 1983. برنده‌ی جایزه‌ی تلویزیونی آکادمی هنرهای تجسمی آلمان، 1983.&lt;br /&gt;7. گیرنده‌ی ناشناس Empfanger Unbekannt&lt;br /&gt;تهیه‌کننده: شبکه‌های ZDF و CrdativeAge.. فیلمبردار: رامین مولایی.&lt;br /&gt;8. درخت بید Der Weidenbaum&lt;br /&gt;تهیه‌کننده: رادیو برِمِن و اسلواکی فیلم. (بر اساس داستان کوتاهی به همین نام از آنتون چخوف). فیلمبردار: رامین مولایی. ، 1984.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی ویلاگ یار دبستانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;http://yardabestani.blogfa.com/&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://yardabestani-1.blogfa.com/"&gt;http://yardabestani-1.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://yaredabestani1.blogspot.com/"&gt;http://yaredabestani1.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-4656647477880010381?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/4656647477880010381/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=4656647477880010381' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/4656647477880010381'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/4656647477880010381'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='برای رامین مولایی که دیگر در میان ما نیست'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_DC01ZHZLVGI/SYKtUYFXM1I/AAAAAAAAF7w/f_99XIB8HEI/s72-c/Ramin.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-5576590193643513382</id><published>2008-12-01T11:32:00.000-08:00</published><updated>2008-12-01T11:37:49.770-08:00</updated><title type='text'>یعنی فرشته ها هم می تونن بنویسن ؟</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: center;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;یعنی فرشته ها هم می تونن بنویسن ؟&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/STQ8nazQShI/AAAAAAAAAAg/VXpZagzhFy8/s1600-h/4l5iqsn.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 142px; height: 200px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/STQ8nazQShI/AAAAAAAAAAg/VXpZagzhFy8/s200/4l5iqsn.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5274907711464557074" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;شاید ، باید زودتر شروع می کردم .....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;زودتر شروعی دوباره را تا از این برزخ روزمرگی و روان پریشی آسوده خاطر شوم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;نمی دانم ! اعتیاد همان حسی است که همگی به عادتهایمان داریم ؟ ... !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;عادتهایی که شاید تکرار وقایع اند و یا وضعیتی معلوم که خود طراح و معمار و بنا و نمی دانم هر کوفت و زهر مار دیگری که بگویید بوده ایم . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;عادتهایی که مثل عادت ماهیانه بانوان محترم است و اگر دیر و زود شود هزار فکر و اگر پشتش نهفته .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما هر چه که هست این عادتها و این اعتیاد زیباست زیرا حسی را به شما می دهد که با آن همچنان امیدوارید به خیلی چیزها از جمله خودتان و زندگی .... شاید بی ربط باشد اما فکر کنم بطور قطع اینگونه است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;این انگشتان نامرئی اعتیاد است که زیر پوستتان را مدام قلقلک می دهد تا ازپی بیهودگی برهید با آغوشی باز به استقبال بیهودگی و سرمستی بروید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;چه حس و حال زیبایست این عادتها و درست گفته اند ترک عادت موجب مرض است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;خب بعد از مقدمه کسل کننده که اگر همچنان چندین نفری چون خودم روان پریش هنوز به این کلبه دلتنگیها و خزعبلات الکترونیکی باز سری بزنند ، همگی خواهند گفت :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;مرتیکه الاغ این قدر مقدمه چینی لازم نیست تا به خود احمق ات حالی کنی که دوباره شروع به نوشتن چرندیات و مزخرفاتت مثل قبل کرده ای .!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما چه می شود کرد همیشه دنبال این هستیم و بوده ایم که خود را برای خود و برای دیگران بخاطر انجام هر کاری توجیح نماییم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;خیلی وقت بود دلم می خواست بنویسم اما نمی شد! چرا؟ نمی دانم اما خب می گویم به 1000 به اضافه 1 دلیل .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;هزارش را که کنار بگذاریم یک دلیلش همان آب هندونه بودن ماست که تقصیر روان پریشی می گذارمش .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما جدا چند روز بود می خواستم چون آن هزاران باری که نوشتم و هی دلت کردم .بنویسم . اما این ورد لاکردار بد رقم گیر داده بود . چند بار هم هی آنیستال و اینستالش کردیم اما نشد که نشد . تا آن حس پریشانی را از ما گرفت &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما صادقانه و شرافتماندانه بگویم چون همیشه بدون هیچ خواندنی از روی نوشته از اول شروع به نوشتن کردم تا به آخر می روم که تمام شود . بدون هیچ ادیت و ویرایشی . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;پس حداقل همینش خوب است که همیشه تازه است و از تنور در آمده .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;  &lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;بگذریم تمام حس خمودی ازمان پرید و به قولی این همه خرج کرده بودیم که نئشه شویم همگی پرید و رفت . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;... چند شب پیش داشتم در سکوت تنهایی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;خودم و هوای سرد شبی پاییزی قدم می زدم که بی خود و بی جهت توجهم به طرفی قل خورد و رفت و آن طرف هم نمی دانم چه شد که نگاه یکی به توجه ما گره خورد و در این گیر و دار برای چند لحظه ای در خاطر جفتمان گره ای کور پدید آمد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;من رفتم به روزگاری چند ولی گذشته ولی او را نمی دانم . طرف خیلی شبیه یکی از بازجوهای دوران حماقتم بود. دورانی که فکر می کردم واقعا آرمان و ایثار و عقیده و ... زهر مار همگی ثابت قدمند و ارزش هر ریسکی را دارند &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;.... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;نمی دانم شاید من اشتباه کردم اما فکر کنم واقعا طرف خودش بود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;چون او هم مرا همانگونه که من او را نگاه می کردم نگاه می کرد شاید او هم با خودش رفته بود به دوران حماقتش و یا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از ذهنش یاری می خواست تا خاطرات دوران حماقتهایمان به یادش بیاید ... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;امروز دوست عزیزی برایم زنگ زد با کلی اصرار و از ما انکار خواست تا به دیدنش برویم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;رفتیم و بعد از درودی گرم با تنی چند معارفه شدیم ( چه بی معنی شد از لحاظ ادبی اما گفتم که ادیت نداریم ) .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;بحث به سوی تجارت نت و اینگونه مسائل رفت که باز پای ما را به وسط کشیدند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;من که خودم از این دنیای نت بیزارم و هر روز در آن سرگردان به صحبتهایشان گوش کردم و هی گوش کردم و هی گوش کردم تا شاید کوتاه بیایند اما مگر این عالیجنابان کوتاه می آمدند حتی برای دمی .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;خلاصه ناگهان سکان این کشتی طوفان زده را به دست گرفتم و با همه احترام یکجوری بهشان حالی کردم که دست از سر پر مو ما که می خواهید مثل سر خودتان کم کم بی مو شود بر دارید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;یکسری دلیل و منطق هم برایشان چیدم که بی خیال شوند اما چه می شود کرد که اینگونه ایم اکثریتمان که می خواهیم همه را با خود همراه و هم یار نمایم و تا اوکی را نگرفته ایم دست از طرف برنداریم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما آخر بهشان حالی کردم بابا یه خری تو این دنیا هست که مثل هیچ خر دیگه ای فکر نمی کنه این خره بعضی موقعه ها حتی مثل اون بز گره تو یک گله بز ... .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما چه حالی می کردم با بعضی حرفها چنان آتیشیان می کردم و از این آتیش وجودشان گرمایی به پوست رنگ و رو رفته ام می دادم که در انتها پوست من سرخ و سرزنده شد و این عالیجنابان مغز فندقی انجماد وجودشان را فرا گرفت . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;امشب هم قراری با خودم نذاشته بودم که چیزی بنویسم درست مثل این چندین ماهی که ننوشته بودم اما حرفها و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;جدلهای یک بچه کلاس اولی با پدرش برایم خیلی جالب بود و از چند ساعت پیش که استدلال این بچه را شنیدم تا همین الان با خودم درگیرم اما چه حالی کردم با حرفهای این عزیز دل . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;بچه : بابا مگه نمی گن فرشته ها رو شونه های ما نشستن و همه کارهای ما رو می نویسن .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;باباهه : خب که چی ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;بچه : بابا پس چطوره من که هنوز با سواد نشدم و نمی تونم بنویسم اما این ها می تونن کارهای منو بنویسن .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;همش دارم به این فکر می کنم : &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;یعنی فرشته ها هم مثل اون بازجوهه می تونن تمام کارهای منو بنویسن .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;برای همین تصمیم گرفتم از امروز یک دفتر مخصوص خزعبلات ناب خودم تهیه کنم و نگهش دارم تا اون روزی که می گن قراره برم دوزخ اگه اونجا چیزی یا کاری از قلم افتاد بهشون بگم تازه دفترم رو هم بهشون میدم تا اگه خواستن همونجا کارمو یکسره کنن بزارن زیر اون هیزمهایی که برام تهیه دیدن تا زودتر گر بگیره، این آتیشه و هم ما رو هم اونها رو از جلز و ولز کردن بی خودی نجات بدم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;نمی دونم چرا این اومد سر زبونم اما می نویسمش که نوشته باشم :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;وقتی غل و زنجیر هست &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دل بالا و پایین می پره &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اما وقتی در زندون بازه &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اونی که در بره خیلی خره ..... . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;علی . یار دبستانی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;span dir="rtl" style=";font-family:&amp;quot;;font-size:85%;"  lang="FA" &gt;11. 9 . 87 &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-5576590193643513382?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/5576590193643513382/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=5576590193643513382' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/5576590193643513382'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/5576590193643513382'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='یعنی فرشته ها هم می تونن بنویسن ؟'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TYgKJM7V3Sc/STQ8nazQShI/AAAAAAAAAAg/VXpZagzhFy8/s72-c/4l5iqsn.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-1949436326837696753</id><published>2008-08-18T19:43:00.000-07:00</published><updated>2008-08-18T19:47:58.298-07:00</updated><title type='text'>مادر بی پناهم</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;با درود و سلام خدمت تمام مسئولين محترم&lt;br /&gt;تمام آنهايي كه تمام هم و غمشان مردم است و بيت المال و پيشرفت و آباداني ام القراي اسلامي&lt;br /&gt;تقديم به تمام آن نخبگان تكيه زده بر كرسي هاي پارلمان كشورم&lt;br /&gt;تقديم به آن پنجاه درصد نماينده دو زنه و بيشتر ...&lt;br /&gt;تقديم به تمام فرزنداني كه بعد از اين حاصل اين تلاش واقعا بي شرمانه لايحه ضد خانواده پا بر اين كره&lt;br /&gt;خاكي مي گذارند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادر بی پناهم&lt;br /&gt;سرانجام، تن خود را فروخت&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.peiknet.com/" target="_blank"&gt;به نقل از پيك نت&lt;/a&gt;       &lt;br /&gt;ده دوازده روز قبل پیامکی روی تلفن همراهم گرفتم که «فوری با من تماس بگیر! مهمه!» شماره آشنا نبود اما بهتردیدم تماس بگیرم. پسرکی جواب داد و قبل از هر چیز حرفهایش را قطار کرد. گفت: «من امین پسر سیمین هستم. (اسامی را تغییر داده ام) این s.m.s رو برای همه اسمهایی که توی موبایل مامانم بود فرستادم تا به همه مشتریاش بگم تو رو خدا دیگه بهش زنگ نزنید.»&lt;br /&gt;راستش فکر کردم شاید مادرش، فروشنده یکی ازمغازه های محل باشد! اما یادم نمی آمد شماره ام را به فروشنده ای داده باشم. پرسیدم: «مادر شما چی میفروشن پسرم؟» کمی مکث کرد. بعد با خجالت و آرام گفت: «تنش رو!»&lt;br /&gt; اول شوک شدم. اما زود مسلط شدم و کمی آرامش کردم و بهش اطمینان دادم مادرش را نمی شناسم و شماره را اشتباه گرفته است. اما از چیزی که پسرک درباره مادرش گفته بود، هنوز بهت زده بودم. «تنش رو می‌فروشه»! باقی حرفهایش را دیگر نمی شنیدم. اما دست آخر چیزی گفت که یقین کردم باید او را ببینم!&lt;br /&gt;امین حدود ٢ ماه پیش فهمید مادرش، شروع به «تن فروشی» کرده است! مادرش که «یک تنه» سرپرستی او و خواهر کوچکترش را برعهده دارد و زن جوانی است که امین می گوید «زنی معصوم مثل یک فرشته» است. اما اگر شما جزو جمعیت پانزده میلیونی فقیر این مملکت نیستید، لابد اینجا و آنجا «شنیده اید» که در این سرزمین، «خط فقر» به چنان جایی رسیده که فرشته های بسیاری به تن فروشی مجبور شده اند! امین از روز اولی که مادرش بالاخره مجبور شد خودفروشی کند و به خانه دو پسر پولدار و نشئه رفت، خاطره سیاهی دارد. امین گفت آن روز مادرش دیگرناچار بود، زیرا «هیچ هیچ هیچ راهی برای سیر کردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»!&lt;br /&gt;مادر بیچاره و مستأصل، پیش از رفتن به خیابان و شروع فحشاء، حتی نماز هم خوانده بود و این طنز سیاه روزگار ماست. کاش می شد فهمید او با خدا چه ها گفته است؟ در شبی که قصد کرده برای نجات فرزندانش از زردی و گرسنگی، به آن عمل تن دهد. بعد به قول امین با دلزدگی و اشکی که تمام مدت از بچه هایش پنهان می‌کرد، کمی به خودش رسید و خانه و خواهر کوچکتر را به امین سپرد و رفت! امین مطمئن شده بود مادرش تصمیم سخت و مهمی گرفته است. چون در آخرین نگاه، بالاخره خیسی چشمان مادر بیچاره را دید. چند ساعتی گذشت. خواهرش خوابید ولی امین با نگرانی، چشم براه ماند: «حدود ١٢ شب مامانم کلید انداخت و اومد تو! ظاهرش خیلی کوفته و خسته تر از وقتای دیگه ای بود که برای پیدا کردن کار یا پول یا خریدن جنس قرضی بیرون می رفت و معمولاً سرخورده و خسته برمی گشت. مانتوش بوی سیگار می داد. مادرم هیچوقت سیگارنمی کشه. با اینکه نا نداشت، ولی مستقیم رفت حمام. رفتم روسری و مانتوشو بو کردم. مطمئن شدم لباسهاش بوی مرد میدن. از لای کیفش یه دسته اسکناس دیدم! با اینحال یکهو شرم کردم. از اینکه درباره مامان خوبم چنین فکر بدی کرده ام، خجالت کشیدم. گفتم شاید توی تاکسی، بوی سیگار گرفته باشد! گفتم شاید پولها را قرض کرده باشد! اما یکهو ازداخل حمام، صدای ترکیدن یک چیز وحشتناک بلند شد. بغض مامان ترکید و های های گریه اش بلند شد...»&lt;br /&gt;دو جوان که در آن شب، فقط به اندازه اجاره ٢ماه خانه خانواده امین، گراس و مشروب و مخدرمصرف کرده بودند، طبیعتاً آنقدرها جوانمرد نبودند که از یک «مادر مستأصل» بگذرند و او را بدون آزار و با اندکی کمک وامیدبخشی از این کار پرهیز دهند. امین از آن شب که مادر را مجاب کرد با او صادق باشد و همه چیز را از او شنید، دنیای متفاوتی را پیش روی خود دید. بقول خودش این اتفاق، یک شبه پیرش کرد. او دیگر نه تمرکز درس خواندن دارد و نه دلزدگی و بدبینی، چیزی از شادابی یک نوجوان دوازده ساله برای او باقی گذاشته است. امین آینده ای بهتر از این برای خواهر کوچکش نمی بیند که روزی، به زودی، او نیزبه تن فروشی ناگزیر شود.&lt;br /&gt;چند بار؟ چند بار کبودی آزار مردان غریبه را روی بازوها و پای مادرش دیده باشد، کافی است؟ چند بار دیوانه شدن و به خروش آمدن مادرش را دیده باشد، کافی است تا چنان تصمیمی بگیرد؟ امین کلیه خود را به معرض فروش گذاشته است. اما می گوید تا می بینند بچه ام، پا پس می کشند و گواهی از بزرگترهایم می خواهند: «نه! اینطور نمی‌شه!» امین می خواهد بداند آیا می تواند کاربزرگتری بکند؟ کاری که مادر فرشته خو و خواهرکش را، برای همیشه از این منجلاب نجات بدهد؟ او واقعاً دارد تحقیق وبررسی می‌کند که آیا می تواند اعضای بدنش را تک به تک پیش فروش کند؟ و آیا می تواند به کسی اطمینان کند که امانتدارانه، بعد از مرگش، اعضایش را تک به تک به بیماران بفروشد و پولشان را بگیرد و با امانت داری به مادر و خواهرش بدهد؟ و اینکه چگونه مرگی، کمترین آسیبی به اعضای قابل فروشش خواهد رساند؟ تصادف؟ سم؟ سیم برق؟ شاید برای یافتن آن فرد امانتدار، او حاضر شد راز بزرگش را بمن بگوید. منی که کشش درک انجام چنین کاری را از یک پسربچه نداشتم تا آنکه از نزدیک دیدم. و وقتی دیدم، آرزو کردم که ای کاش روزگار از شرم این واقعه، به آخر می رسید. از او خواسته‌ام فرصت بدهد شاید فکری کنم. شاید راهی باشد. از وقتی که با حرفه ام آشناتر شده، اصرار دارد خودم این مسئولیت را قبول کنم و «وکیل بدن» او شوم! خودش این عبارت را خلق کرده. «وکیل بدن»! ذهن این پسر دوست داشتنی، سرشار از ترکیبهای تازه و کلمات بدیع و زیباست. در شروع، سئوالم این بود که امین ١٢ ساله کی و چطور بغضش را فریاد خواهد زد؟ و حال می پرسم وقتی بغض او و امثال او ترکید، این جامعه ما چگونه جامعه ای خواهد شد؟ و چه چیزی از آتش خشم فریاد او در امان می ماند؟ ذهنم بیش از گذشته درگیر این نوع «بدن فروشی» شده و کار این پسر را، یک فداکاری «پیامبرانه» می دانم که پیام بزرگی برای همه ما و شما دارد. این روزها دایم دارم به راهها فکر می کنم. آیا راهی هست؟&lt;br /&gt;براستي براي ملتي كه هيچ نمانده و ديگر اعتقادي به هيچ ندارد راهي هست .... ؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-1949436326837696753?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/1949436326837696753/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=1949436326837696753' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/1949436326837696753'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/1949436326837696753'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='مادر بی پناهم'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-2626881954821393713</id><published>2008-08-15T08:57:00.000-07:00</published><updated>2008-08-15T09:00:18.948-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;كاروان المپيك دولت نهم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بازی های المپیک که به عنوان بزرگترین جشنواره ورزشی هر چهار سال یکبار در یک کشور دنیا برگزار می شود امسال در پكن بیست و نهمین دوره خود را با شركت 205 كشور آغاز كرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دراين رويداد مهم ورزشي و شايد بزرگنرين تورنمنت ورزشي در دنيا ‎‏ تمامي ورزشكاران&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;در سطوح ملي و حرفه اي آرزويشان شركت در اين ميدان جهاني است و از همين روي هم نگاه بسياري از ورزشكاران و ورزش دوستان به اين رقابت ها معطوف است و حتي در رخدادهايي در اين سطح علاقه سياستمدارن نيز به روشني آشكار است . در اين دوره نيز با نگاهي به مهمانان روز افتتاحيه ميزان ارزش و توجه مسئولان كشورهاي مختلف به اين بازيها و پيامك هاي سياسي كه در پشت اين پرده ميان آنها رد و بدل مي شود ارزش اين تريبون ورزشي را به خوبي نمايان مي كند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در چهار دهمين حضور ايران در المپيك كاروان ورزشي جمهوري اسلامي يا به تعبير بهتر كاروان ورزشي دولت نهم با 53 ورزشكار پا به عرصه اين رقابت ها گذاشت . كارواني كه دولتمردان با سر و صداي فراوان اداي اين را داشتند كه اين بزرگنرين كاروان المپيك بعد از انقلاب است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در اين دوره از رقايت ها تنها تيم بسكتبال ايران بود كه بصورت گروهي جواز حضور در اين رقابت ها را دريافت كرد و اين خود يكي از دلايل بالا رفتن تعداد نفرات اعزامي در اين دوره گرديد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;فارغ از هر گونه مقايسه ميان اولين كاروان حضوري ايران در 60 سال پيش در المپيك لندن با كاروان امروزي كه در اولين كاروان حضوري هم با وجود تيم بسكتبال تعداد نفرات اعزامي به 38 نفر مي رسيد حاصل تلاش تنها يك مدال برنز جعفر سلماسي در اولين حضور در المپيك بود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اما تا امروز حاصل تلاش تيم سياسي المپيك ما باخت مساوي و حذف بوده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بهترین نتایج ایران در المپیک از نظر تعداد مدال، در «المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی» به دست آمد. ایران در آن دوره هفت مدال گرفت که هیچکدام از آن ها طلا نبود و از نظر مرغوبیت مدال، بهترین نتیجه به المپیک ۲۰۰۰ برمی گردد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ایران در «سیدنی» سه طلا گرفت که در تاریخ بی سابقه بود، هرگز ایران در ادوار قبلی نتوانسته بود بیش از دو طلا بگیرد. با این حال بهترین رتبه ایران در جدول کلی رده بندی مدال ها نه در «المپیک هلسینکی» به دست آمد و نه در «المپیک سیدنی» ، بلکه در «المپیک ۱۹۵۶ ملبورن» بود که ایران با دو طلا و سه نقره در بین ۶۷ کشور شرکت کننده در المپیک چهاردهم شد. البته در حال حاضرتعداد کشورهای شرکت کننده در المپیک به هیچ وجه قابل مقایسه با آن دوره ها نیست. در «المپیک پکن» ۲۰۵ کشور حاضر خواهند بود و چهار سال قبل، ۲۰۲ کشور در «آتن» حاضر بودند که ایران با دو طلا، دو نقره و دو برنز بیست و نهم شد. جالب این که ایران در «المپیک ۱۹۷۶ مونترال» با بزرگ ترین کاروان خود که شامل ۸۸ نفر بود نتایج ضعیفی گرفت و با کسب تنها یک نقره و یک برنز به کار خود پایان داد. بدترین رتبه ایران هم چهل و سوم بوده که در «المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا» رقم خورده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;لازم به ذكر است كه در المپيک های ۱۹۸۰ مسکو و ۱۹۸۴ لس آنجلس با تحريم بازی ها از سوی دولت جمهوری اسلامی، ايران غايب بوده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;هدف در بازی های المپیك شركت است نه پیروزی. اساس آن بر پیروزی استوار نیست بلكه اصل خوب مبارزه كردن است. ورزشكاران جهان برای بدست آوردن اهداف سریعتر ، قویتر و بالاتر بدون توجه به ملیت، مذهب ونژاد پیكار می كنند و شعار كوبرتن ( خالق المپيك مدرن ) را مبنی بر در صفا زیستن، در صفا مبارزه كردن و به نیروی جسمانی خود صدمه نزدن را سرلوحه كار خود قرار می دهند. آنكس كه در نبرد ورزش دوست دیگران بماند ، آنكس كه همنوعان خود را در خور احترام بشمارد به هدف اصلی المپیك رسیده است.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;* ساختن جهانی صلح آمیزتر و دنیای بهتر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;* آموزش و پرورش نسل جوان از طریق ورزش ، بدون هیچگونه تبعیض نژادی با توجه به روح المپیك&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;* اشاعه اصول المپیك در سراسر جهان و بدین طریق آفریدن حسن نیت در میان ملل &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;* گرد آوردن قهرمانان جهان هر چهار سال یك بار در یك جشنواره كبیر ورزشی كه به نام بازیهای المپیك &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با نگاهي به شعار المپيك و حلقه هاي المپيك كه مظهر اتحاد پنج قاره و تجمع قهرمانان سراسر نقاط جهان در بازیهای المپیك است رعایت اصل دوستی و مسابقه های برابر و صادقانه شرط و هدف اصلي بازيها را به تمامي مردمان جهان گوشزد مي كند نكته اي كه در ادوار مختلف حضور كاروان ج . ا هيچگاه رعايت نشده است . و آن سرباز زدن از مسابقه با حريفان اسرائيلي است كه در اين دوره در نوع خودش بي نظير بود . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اين كاروان نه &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;رضا زاده را دارد و نه حضرت ابوالفضل را تا به ياري اش بياد . كارواني كه در روز افتتاحيه خوشبختانه هيچ مسئولي از ج . ا در جايگاه نبود تا براي آنها دست تكان دهد . اما بايد باز هم اميدوار باشيم به روزهاي پاياني شايد تلاش فردي ورزشكارانمان مدالي را نصيبمان نمايد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;كارواني كه اگر چه تعدادش زياد است اما نماي حقيقي عدم مديريت و فساد را از ورزش كشورمان به خوبي نمايان مي كند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-2626881954821393713?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/2626881954821393713/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=2626881954821393713' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/2626881954821393713'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/2626881954821393713'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2008/08/205.html' title=''/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-8537819241030557122</id><published>2008-06-20T10:57:00.000-07:00</published><updated>2008-06-20T11:00:38.774-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p style="text-align: center;"&gt;            &lt;img style="width: 426px; height: 93px;" alt="18 تير يادت نره " src="http://i27.tinypic.com/j8zjpc.gif" align="bottom" border="0" height="80" hspace="0" width="426" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:7;"&gt;&lt;strong&gt;شتابزده دستگیر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:7;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:7;"&gt;&lt;strong&gt;با  عجله آزاد شدیم!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:7;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;آیدا سعادت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:7;"&gt;              &lt;img alt="aida saadat" src="http://bp1.blogger.com/_RZYuKbZ2QN0/SFFS3AtisBI/AAAAAAAAAHI/k5LmcCoX5Dw/s400/IMG_6943.jpg" align="bottom" border="0" hspace="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;  &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;خبر می رسد محبوبه کرمی در  حین جمع آوری امضا بازداشت شده! واقعا جرم ما چیست؟ خواست ما برای تغییر قوانین  اینقدر می تواند تهدید آمیز باشد؟ محبوبه در ذهنم مجسم می شود و آرام از جانم می  رود؟ خسته شدیم از بس گفتیم کجای دنیا جمع آوری امضا جرم است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;از صبح دیروز شروع شد  تهدیدها. چند اس ام اس از یک شماره ایرانسل ناشناس با این مضمون: " هشدار! بر اساس  قانون مجازات اسلامی شرکت در تجمع غیر قانونی 2 تا 5 سال حبس به همراه دارد - ستاد  خبری "&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;ستاد خبری کدام مرجع قانونی  معلوم نیست وهست. ما تهدید می شویم و می خندیم که حالاچه کسی قصد تجمع را داشته؟  تنها من نیستم چندین نفر از دوستان دیگر هم همین اس ام اس را دریافت کرده اند و  خنده تنها از آن روست که درونمان خودمان را می سوزاند و بیرونمان ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;برنامه ی نشست همبستگی زنان  در سالروز 22 خرداد یک روز بعد در گالری برگزار می شد و ما رفتیم و پشت درهای بسته  ماندیم! مدیر گالری تهدید شده بود که این برنامه غیر قانونی است و من نمی دانم نشست  به تجمع چه ربطی دارد که تهدید شده ایم؟ می رویم و تصمیم می گیریم تا بمانیم و  کسانی که از لغو برنامه خبر ندارند را مطلع کنیم و نگذاریم جلوی گالری شلوغ شود. تا  اتفاقی نیفتد و دوستانمان از 2 تا 5 سال حکم حبس نگیرند. ساعت 4 است و افراد معدودی  مراجعه می کنند و ما اعلام می کنیم که برنامه لغو شده و بروند و نمانند. فضای مقابل  گالری پر است از نیروهای امنیتی موبایل به دست که گزارش می دهند. به نظر می رسد تک  تک حرکات ما گزارش می شود. چهل و پنج دقیقه بعد حس می کنیم که دیگر کسی نخواهد آمد  واگر هم بیایند می روند . بعضی از دوستان که خیالشان نسبتا راحت شده می روند و من و  ناهید می مانیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;ناهید خسته است و پایش درد  می کند. به مقابل ساختمان می رود تا در سایه بنشیند و خستگی در کند و من تنها می  مانم جلوی در گالری و تصمیم این است که دقایقی دیگر ما هم برویم . چند دقیقه بیشتر  طول نمی کشد و یک باره ماشین گشت ارشاد با تعداد زیادی پلیس و نیروهای امنیتی از  راه می رسند. به طرفم می آیند و من تنها هستم و به ناهید نگاه می کنم از دور. می  گویند چرا ایستاده ای؟ می گویم برنامه لغو شده و مانده ام تا به کسانی که از راه  دور می آیند و در جریان لغو برنامه نیستند خبر بدهم که نمانند.  می گوید بروید و  نمانید و من به سمت ناهید حرکت می کنم تا به اتفاق او این فضای سرد پر از تهدید را  ترک کنیم. با ناهید تند صحبت می کنند و ناهید معترض می شود که من با این سن و سال!  چرا اینطور خصمانه و تند حرف می زنید. مامور لباس شخصی با خنده می گوید قصدمان  اهانت نیست فقط نمانید. می خواهیم برویم که با بی سیم اطلاع می دهند این دو نفر را  نگه دارید و می گویند سوار شوید. ون گشت ارشاد با شیشه های تیره منتظرمان است تا به  سایه ی سنگین و ترسناکش پا بگذاریم. فرصت کوتاهی گیر می آورم پیش از این که  موبایلمان را بگیرند و اس ام اس می زنم به ژیلا : " ما را گرفت" و بعد تلفن را باید  خاموش کنیم وتحویل بدهیم تا بیسیم های داخل ون را دچار اختلال نکند. در این فاصله  انگار دوستانمان از دور دیده اند که ما بازداشت شده ایم و تلفنی بقیه را خبردار  کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;دختران جوان یونیفرم پوش  داخل ون با قیافه های گرفته و عبوس می پرسند مادر و دختر هستید؟ می گویم نه . می  گویند دوستید؟ با هم ارتباط دارید؟ خب معلوم است ارتباط داریم. ناهید به لحن سرد و  تندشان معترض می شود. می گویم دوستیم و همدیگر را می شناسیم و دلیلی نمی بینم به  سوالات بیشتری جواب بدهم. می گوید باید جواب بدهید و جواب من نه است و سکوت است و  نگاهی به ناهید که دعوتش می کنم به آرامش. می نشینیم و آفتاب تند است و کولر ون  خاموش و تقریبا از گرما بی حال هستیم . می مانیم و یک ساعتی می گذرد که ژیلا و خانم  ستوده از راه می رسند به همراه نفیسه و سارا. نفیسه ایستاده و خانم ستوده به سمت ون  می آید و می گوید من وکیل دادگستری هستم. وکیل آیدا سعادت . تند و گستاخانه با او  برخورد می شود و او را هم بازداشت می کنند. بعد نوبت به ژیلا می رسد و بعد نفیسه و  سارا را بازداشت می کنند. ون آنقدر پر شده که خود ماموران زن داخل آن هم اعتراض می  کنند که خفه شدیم! خانم ستوده می گوید شما وکیل را در حین انجام وظیفه شغلی اش  بازداشت کرده اید. می گویند ما هم وکیلیم و بعد می فهمیم که مامور نیروی انتظامی  ترم سوم رشته ی حقوق نمی دانم کدام دانشگاه است که بی خبر از الفبای حقوق و قضا در  مقابل وکیل پرسابقه ای چون نسرین ستوده عرض اندام می کند! خانم ستوده نگران گرسنگی  کودک شیرخواره اش است و می خواهد با خانواده اش تماس داشته باشد. نمی گذارند و او  در نگرانی برای نیمای کوچک می نشیند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;از قانون تبعیض آمیز می  گوییم و از این که حرفمان چیست.  دفترچه کمپین همراه داریم می دهیم که بخوانند و  بدانند . همراه می شوند! آنها هم با قانون تعدد زوجات مشکل دارند! می اندیشم کاش  برگه امضا هم داشتیم. مضحک بود البته این امضا اما جالب هم بود! دفترچه را مردان  سبزپوش بیرون ون می گیرند دور هم جمع می شوند و یکی به صدای بلند می خواند وبقیه  گوش می دهند و گاه خنده ای از سر تمسخر و در میان بذله گویی های آنان یکی از دفترچه  های ما گم می شود! پرتعدادند و در خیابان انگار حکومت نظامی برقرار است. چیزی نمی  گذرد که جلوه و فریده از راه می رسند و در حالی که از آن سوی خیابان عبور می کنند  به سمت ماشین هدایتشان می کنند بی هیچ توضیح و دلیلی. می شویم هشت نفر که باید درآن  ون کوچک بنشینیم بعلاوه ی چهار مامور دیگر . تنفس سخت است و هوا بس ناجوانمردانه  گرم است.  زنگ ساختمان گالری را می زند و پسر جوانی با کوله پشتی و در حال عبور  بازداشت می شوند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;خبر می آید که دارآباد پر  شده از موتور ها و ماشین های ماموران انتظامی و لباس شخصی هایی که با چند الاغ تا  بالای کوه رفته اند که اوضاع را کنترل کنند! عجیب است کوه پیمایی در حضور ماموران  امنیتی و انتظامی و پلیس ضد شورش؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;دوستان که می آیند یخ درون  ماشین هم با شوخی و خنده می شکند و ساعت هنوز ساعت 8 نشده که ون حرکت می کند . با  یک ون دیگر اسکورت می شویم تا بازداشتگاه وزرا. تند می رود و آژیر کشان و تقریبا  تمام دست انداز ها را به شدت می کوبد! گرسنه هستم و.. جلوه و فریده و نفیسه با  ماموران حرف می زنند و کم کم سرود خواندن شروع می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;ای زن ای حضور زندگی  ..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;ای زن تو ای همراهم  ..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;یار دبستانی من  ..&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;و ماموری می گوید متن این  سرود را برایش بنویسیم! ما می خندیم و من یاد پناهی می افتم : " شک دارم به آوازی  که زندانی و زندانبان با هم می خوانند"...سرود خواندن را ادامه می دهیم تا درهای  بزرگ بازداشتگاه وزرا از هم گشوده و پذیرای ما می شود. اولین نفر سوار شده ام و  آخرین نفر پیاده می شوم. ماموران در حیاط ایستاده اند. رئیس بازداشتگاه خشمناک  نگاهمان می کند و به پائین هدایت می شویم. سلول های کوچک با درهای آهنی انتظارمان  را می کشند و می رویم به داخل اتاق مسئول بازداشتگاه زنان وزراء. کیف و وسایلمان را  تحویل می دهیم و روسری و هر چه بند کفش و مانتو و .. که داریم را میدهیم به "بند  بانان"!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;چهاردیوار کوچک سلول ها  انتظارمان را می کشند و بازرسی بدنی شروع می شود. بدن هایمان را طبق دستور! بازبینی  می کنند و هدایت می شویم به داخل سلول . نسرین باز اعتراض می کند . نگران کودک  شیرخواره و نه ماهه اش است که هیچ چیزی جز شیر مادر نمی خورد و حالا لابد بیتاب است  و من بیتاب می شوم از یاد پویانم و اشکی را که به چشمم آمده است ، پنهان می کنم.  خوب نیست زندانبان اشکم را ببیند! خوب نیست نسرین نازنین دلگیرتر شود از نبودن  نیمای کوچک دوست داشتنی در آغوشش.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;من ، نسرین ستوده ، نفیسه  آزاد و ناهید میرحاج با هم هستیم و جلوه جواهری ، ژیلا بنی یعقوب ، فریده غائب،  سارا لقمانی و عالیه مطلب‌زاده - با هم هستند. فاصله ی دو سلول سرد و کوچک را و گاه  صدای خنده های ما می لرزاند. سلول هایی بسیار کوچک که تنها زینت آن پتویی کثیف است  که کف آن پهن شده و ما روی آن نشسته ایم. زندانبانی با لبخند آب می آورد که گرم است  اما جانمان را تازه می کند. اما چیزی هست. دردی که یک طوری غریب می پیچد در جانمان  از این هتک حرمت، از این تخطئه به خاطر اعتراض به بی عدالتی و نابرابری  .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;زمان می گذرد و ساعت حدود  ساعت یازده شب بدون تفهیم اتهام بازجویی می شویم و البته اولین سوال این بود که از  کی در سازمان جنبش زنان فمونیسم(!) عضو شده اید؟ ژیلا به بازجو می گوید این غلط  املایی دارد.  ناهید می گوید سوال مغشوش است و من می نویسم که در یک تجمع یک نفره  (!) جلوی در گالری که برنامه اش از پیشتر لغو شده بازداشت شده ام بی هیچ دلیل و  توضیحی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;در حالی که انگار عجله ای  برای آزادی ما درکار است می گویند تلفن بزنید و ضامن بیاورید و ساعت از یک بامداد  گذشته که آزادمان می کنند. من هم به همراه دیگردوستان بعد از چند ساعت با ضمانت  خودم ! آزاد می شوم. به رغم اعتراض ما بازداشتی ها و خانواده هایی که در مقابل وزرا  حضور دارند، برای اسناد ضمانتی که گرفته بودند هیچ رسیدی نمی دهند و فقط می گویند  شنبه صبح با شما تماس گرفته می شود و آنها مسئولیتی ندارند. تهدید می شویم که  نمانیم و ما هم بی سرو صدا خداحافظی می کنیم و می رویم تا شنبه یا روزهای بعد چه  پیش آید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman, times, serif;font-size:100%;"&gt;حالا نگران محبوبه هستم که  در آن چهار دیواری خالی و دلگیر، تنها ... دردی می پیچد در جانم یک طوری غریب!!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-8537819241030557122?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/8537819241030557122/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=8537819241030557122' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8537819241030557122'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/8537819241030557122'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title=''/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i27.tinypic.com/j8zjpc_th.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5474379093296862453.post-9196446235271121944</id><published>2008-05-18T23:47:00.000-07:00</published><updated>2008-05-18T23:52:36.968-07:00</updated><title type='text'>روز جهاني موزه وميراث فرهنگي</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: center;" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;روز جهاني موزه وميراث  فرهنگي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: left;" align="right"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در  قطعنامه شماره 5 دوازدهمين مجمع عمومي كميته بين المللي موزه ها "ايكوم" كه در 28  مه 1977 ميلادي در مسكو برپا شد، روز 18 مه برابر با 28 ارديبهشت روز جهاني موزه و  ميراث&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;فرهنگي نام گذاري شد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;و از آن سال در روز ياد شده در همه كشورهاي عضو  مراسمي برگزار مي شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;با نگاهي  به اين روز شايد براي چند لحظه اي از اين دنياي ماشيني جدا شويم و در غباري از  خيالات&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به روزگاران گذشته سفر نماييم .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://yardabestani.persiangig.com/image/history/iran.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 412px;" src="http://yardabestani.persiangig.com/image/history/iran.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;خوب است  بياد بياوريم اولين باري كه به يك موزه رفته ايم  :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;پيش  رويمان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;يادگارهايي از هزاره‌هاي پيشين  قرار دارد . وقتي در فضاهاي ميان قفسه‌ها و ويترين‌ها قدم مي‌زنيد، انگار در  راهروهاي تاريخ ايستاده‌ايد و تاريخ در اطراف شما حركت مي‌كند. به هر طرف كه نگاه  كنيد، چيزي هست كه نگاهتان را خيره كند و اين عجيب نيست. شما در مقابل اشيايي  ايستاده‌ايد كه قرن‌ها را پشت سر گذاشته و نياز به مراقبتي ويژه دارند تا تعداد  بيشتري از نسل‌هاي بعدي را ملاقات كنند. هر يك از اين اشيا داستان‌هاي ناگفته و  خاطره‌هايي از گذشته را در خود دارند، شايد بتوان اين خاطره‌ها را تنها با نگاه لمس  كرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;گنجينه‌هاي تاريخي درون موزه‌ها بخشي از ميراثي است كه از  نسلي به نسل ديگر سپرده مي‌شود تا براي نسل‌هاي بعدي حفظ شود. ميراث فرهنگي تصويري  است از شيوه‌هاي تفكر، شيوه‌هاي ساخت، ميزان پيشرفت در علوم و فنون و انواع و اقسام  اطلاعات تاريخي ديگر و شايد دلیل این امر این است که هر حرکت و پیشرفت و نوآوری،  حاصل همان میراث فرهنگی گذشتگان است. اگر چرخی اختراع می‌شود و به دنبال آن چرخ،  درشکه، دوچرخه، موتورسیکلت، ماشین و تا بی‌نهایت اختراع جدید به وجود می‌آید ... .  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;از  اينروست كه بايد همگان پاسدار ميراث گذشتگانمان باشيم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;آثار  باستاني ، مجموعه اي از گنجينه هاي تاريخي&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;و فرهنگي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;يك كشور محسوب مي شود و  دريچه ايست بسوي تاريخ كهن و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شناخت اديان  ، عقايد ، فرهنگ ، آداب و رسوم و گذشته هاي تاريخي اقوام و مليت  هايي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;كه در آن  كشور و يا سرزمين زندگي مي كرده اند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;با نگاهي  به اين آثار به جا مانده و تحقيقات و كاوشهاي صورت گرفته پنجره اي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از دنياي گذشتگان پيش چشمانمان باز&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مي گردد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;با نگاهي  به موزه ها متوجه نقش ارزنده آنها در جوامع بشري مي شويم . موزه ها در واقع حافظه  ماندگار تاريخ بشريت هستند و هريك از اشيا و آثاري كه در آنها قرار دارد در عين بي  زباني با هزاران زبان با ما سخن مي گويند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;موزه  كلمه ايست يوناني كه از ( موزه يون ) به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است و بطور  كلي به مكاني اتلاق مي شود كه تعدادي از اشيا و آثار بي نظير ، در مكاني به معرض  ديد عموم گذاشته شده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شايد قديمي ترين موزه دنيا را بايد موزه&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;(&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="blacktext1"&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 10.5pt;"&gt;British Museum&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; ) بريتانيا دانست كه قدمتي بيش  از 255 سال دارد . اما تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد به اندازه قدمت  آثار تاريخيش دانست . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;از قرن  نهم هجري يا پانزدهم ميلادي به بعد ، با انتشار سفر نامه هاي سياحان و گردشگران  خارجي، ايران &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;به عنوان  يكي از كشورهاي باستاني با پيشينه فرهنگي كهن به جهان معرفي شد .  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;(بارو  بارو ) ايتاليايي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;يكي از نخستين كساني بود  كه در سال 1472 ميلادي از تخت جمشيد بازديد كرد و در خاطراتش ، تخت جمشيد را به نام  ( چهل مناره ) خوانده است . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;سرانجام  در سال 1837 ميلادي ، (گئورگ – فريدريش گروتفند) محقق آلماني و استاد تاريخ يونان  باستان توانست ، موفق به كشف رمز و قرائت خط ميخي شود . همزمان با او(هنري راولينسن  ) كه يك نظامي انگليسي در ايران بود ، توانست پرده از راز كتيبه هاي بيستون بردارد  .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;پس از  اين كشف رمز كلنگ كاوشهاي باستانشناسي&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;توسط&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;( ويليام كنت لوفتوس )  انگليسي در سال 1849&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در شوش  پايتخت باستاني عيلام بر زمين زده شد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;با كشف  اشيا بدست آمده و توصيفاتي كه در مورد آثار بر زبانها جاري گشت باعث شد تا پاي  فرانسوي ها هم در كاوشهاي باستاني به ايران باز شود و اين در زماني بود كه ناصر  الدين شاه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حكومت ايران را دردست داشت .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;پس از  لغو قراداد دمورگان در سال 1306 فرانسويان&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;متعهد شدند تا موزه و كتابخانه اي در تهران احداث نمايند مشروط بر آنكه  رياست آنرا در سه دوره متوالي ( هر دوره 15 سال ) بر عهده اتباع فرانسوي باشد .  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در پي آن  آندره گدار فرانسوي به ايران&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سفر كرد  تا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تهيه مقدمات احداث موزه ملي ايران و  كتابخانه را بر عهده گيرد . سرانجام در سال 1316 ه.ش موزه و كتابخانه رسما افتتاح  شد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;طراحي  ساختمان موزه با الهام&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از طاق كسري و كاخ  اردشير اول صورت گرفته و زير بناي آن 2744متر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;مي باشد  . اين موزه در برگيرنده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آثار مختلفي از  هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده  است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،‌آداب و  روسوم،‌باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين  گذشته،‌حال و آينده مي توان به شمار آورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;اما نكته  كه بايد به آن شاره كرد ، اين است كه شايد اولين موزه در ايران را موزه ايران  باستان مي دانيم اما چند سال پيش از آن ( 1295) با كمك و همكاري جمعي از ايران  دوستان مجموعه اي از اشيا گرد آوري شد كه در محلي از دار الفنون نگهداري مي شد و  تحت عنوان موزه ملي از آن ياد مي شود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;دو سال  بعد از تاسيس اين موزه ملي توسط&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دوستداران  فرهنگ ايران اداره اي با عنوان ( اداره عتيقات ) زير نظر وزارت معارف تاسيس شد  كه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;رياست آنرا ( ايرج ميرزا ) شاعر معروف  بر عهده داشت . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;موزه را  نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد،  بلكه تمامي نمايشگاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و  آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته  شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با  تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را  بررسي نمود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;موزه ها  را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي  فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه  هاي منطقه اي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;( محلي  )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي  )،&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;موزه هاي  انديشمندان ( خانه هنرمندان ) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;اما يكي  از مهمترين وظايف موزه ها برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با آثار مي  باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;امار  نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس  عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده است كه بازديد  ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار  شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و شايد  يكي از دلايل عمده نامگذاري اين روز به&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;نام روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي اين باشد كه در دنياي امروز و در اين  دهكده جهاني همگان مسئول حفظ ميراث باستاني شان هستند و موظفند&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اين آثار را به آيندگان بسپارند .  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;با نگاهي  به موزه هاي&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;درون ايران و خارج از آن  متوجه آثار گرانبهايي مي شويم كه در موزهاي داخلي وجود دارد و چه اثار گرانبها و پر  ارزشي كه به شيوه هاي مختلف در طول ساليان متمادي از كشور خارج شده و مي شود و  سرانجام در موزه اي در گوشه اي از دنيا و يا در كلكسيون شخصي نقش مي بندد .  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;از سوي  ديگر در طول اين سالها با پيشرفت در زمينه كاوشها و حتي نگهداري آثار باستاني و  جنبه اقتصادي آن در جذب توريسم ، با مقايسه اي ميان خود با كشورهاي همسطح از لحاظ  فرهنگ يا آثار بر جاي مانده &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در  خواهيم يافت كه به هيچ وجه جايگاه درستي را در طول اين سالها كسب نكرده ايم  .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;علل اين  عقب ماندگي ريشه در بسياري از مشكلات دارد كه شايد عمده ترين آنرا بتوان ضعف مديريت  و كم توجهي يا بي توجهي مسئولان رده بالاي حكومتي يا نمايندگان مجلس دانست و همچنين  نبود بودجه اي مناسب براي بازسازي ، ترميم و احيا و يا حتي نوسازي بسياري از آثار  دانست . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;جداي از  قاچاق آثار تاريخي كه توسط بسياري از عوامل و باند هاي پر نفوذ و حتي وابسته به  كانونهاي قدرت صورت مي گيرد ، ميزان آثار ثبت شده ما در يونسكو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بسيار تاسف بار است و همچنين نگهداري همان آثار  ثبت شده و ثبت نشده ...!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;براي  نمونه مي توان به آتش سوزي چند سال قبل در ميدان نقش جهان اشاره كرد كه نزديك بود  بكلي &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;عالي  قاپو ويران شود و يا با گذشت چند سال از اقدام براي مرمت مسجد هاي ميدان نقش جهان  كار بازسازي به كندي پيش مي رود . از بين رفتن سيستم گرمايشي حمام شيخ بهايي و يا  تعطيلي دراز مدت منارجنبان در بسياري از روزهاي سال و ...  .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;عمارت  شمس عماره و درالفنون در تهران وضعيت مناسبي ندارند ، به كار گذاشتن دكلهاي فشار  قوي برق در كنار آثار باستاني ، ايجاد طرحهاي عمراني و راه سازي بدون مطالعه و  هماهنگي با سازمان ميراث فرهنگي و ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;حراج  اشيا عتيقه ايران در بازارهاي اروپايي و بي تفاوتي مسئولين مربوطه و يا به همين  تازگي يكي از پايه‌ ستون‌هاي كاخ آپادانا در محوطه شوش توسط افرادي ناشناس تخريب  شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و از همه  مهمتر با همه تلاشهاي عاشقان فرهنگ ايران زمين براي نجات تنگه بلاغي و دشت پاسارگاد  ،&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;دهن كجي به آنها با ابگيري سد سيوند و از بين  بردن بخش وسيعي از آثار فرهنگ و تمدن ايران باستان  .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;با  آبگيري كامل سد سيوند جداي از آثار مخرب آن به آرامگاه كوروش كبير و تخريب بخش  عظيمي از دشت پاسارگاد ، چندين كارگاه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ذوب  فلزات و توليد نوشيدني و ... به همراه 8000 اصله درخت 500 ساله همگي به زير آب  خواهند رفت . شايد در روز جهاني موزه آقاي احمدي ن‍ژاد با ژست هاي هميشگي اش پا در  موزه ملي ايران بگذارد و يا رئيس ميراث فرهنگي كه بايد به او رئيس تخريب آثار  فرهنگي گفت ، سخنان بسيار زيبايي در توصيف آثار باستاني نمايد اما مسلما حافظه  مردمان سرزمينمان هرگز به آنها دروغ نمي گويد  .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;مردمان  ايران هنوز هم به ياد دارند كه ايت الله حلخالي چه بر سر بسياري از ميراث گرانبهاي  اين سرزمين و فرزندان اين سرزمين آورد و چه نقشه هاي شومي براي تخت جمشيد داشت و  هنوز هم بعد از گذشت تقريبا سه دهه رهبر ام القراي اسلامي و حومه كه از  دارالخلافه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;به شيراز شهر كوروش كبير سفر  كرده بود تنها با شنيدن عظمت تخت جمشيد آن اراجيف را به هم بافت ...  .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;روزگاري  مردماني از سرزمينمان با رفتن و بازديد از ميراث گذشتگانشان ، با ديدن اين همه عظمت  ذوق هنري شان گل مي كرد و شروع به كندكاري بر روي بعضي از آثار و يا به قول خودماني  يادگاري حك مي كردند . اما امروزه ديگر شايد به ندرت بتوان چنين چيزي را از مردمان  سرزمينمان ديد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;اين  مردمان هر روز بر ارزش ميراث گذشتگانشان بيشتر واقف مي گردند و بر حفظ آن كوشا تر  اما از سوي ديگربعضي از&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دولتمردان  ومسئولين با كمال تاسف&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;روز به روز عقب گرد  مي نمايند و چون نمي توانند خود اثري زيبا را خلق&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;نمايند ، بر هر چه زيبايي است مهربي توجهي و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تخريب مي زنند .  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در انتها  خوب است توجهي به شعارهاي هفته ميراث فرهنگي كه در سال 87 توسط ستاد بزرگداشت هفته  ميراث فرهنگي، تعيين شده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;داشته باشيم و  خودتان بگوييد جاي چه چيزي در اين ميان خالي مي باشد و حضرات به چه ميران به  شعارهاي خود پايبندند : &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;يکشنبه  29 ارديبهشت :1387 موزه عامل تحول و توسعه  اجتماعي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;دوشنبه  30 ارديبهشت :1387 حمايت از مجموعه داران  خصوصي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;سه شنبه  31 ارديبهشت :1387 موزه ها، پل ارتباطي فرهنگ  ها&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;چهارشنبه  1 خرداد : 1387 بزرگداشت ملاصدرا، بزرگداشت ميراث فرهنگي  معنوي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;پنج شنبه  2 خرداد :1387 گذشته، چراغ راه آينده&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;جمعه 3  خرداد 1387، خرمشهر، موزه زنده مقاومت&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;شنبه 4  خرداد :1387 از ميراث فرهنگي حفاظت کنيم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;علي از يار  دبستاني : &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;a href="http://yardabestani.blogfa.com/"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;http://yardabestani.blogfa.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt;براي تمامي دوستاني كه  امكان رفتن به موزه و بازديد از آنرا ندارند لينك زير را پيشنهاد مي كنم  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt;                                          &lt;strong&gt;&lt;a href="http://kaskuo-pic.blogfa.com/post-94.aspx" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;به ديدن اين موزه برويد&lt;/span&gt;  &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt;تا دوستان با مراجعه  به آن متوجه شوند انقلابي كه قرار بود به ياري مستمندان بشتابد و دولتين رابين هودي  اين نظام تا چه اندازه به فكر مردمان خويش هستند و بيچاره آقازاده هايشان در چه  كلبه هاي محقري زندگي مي كنند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt; آن که فرمان سرکوب  کارگر اعتصابی و گرسنه نیشکر هفت تپه را صادر می کند، گلوی مطبوعات را گرفته تا  ننوانند "دم" بزنند و اجازه نشست بالای 5 نفر را به صاحبان اندیشه و فعالان حقوق  مدنی نمی دهد و اوین و رجائی شهر و گوهر دشت را پر کرده، درخدمت صاحبان همین  قصرهاست ..... .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt;به نقل از&lt;a href="http://www.peiknet.com/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;پيك  نت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5474379093296862453-9196446235271121944?l=yaredabestani1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/feeds/9196446235271121944/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5474379093296862453&amp;postID=9196446235271121944' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/9196446235271121944'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5474379093296862453/posts/default/9196446235271121944'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://yaredabestani1.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='روز جهاني موزه وميراث فرهنگي'/><author><name>ali</name><uri>http://www.blogger.com/profile/10034595817134642548</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='19' src='http://tinypic.com/20gnpk8.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
